گزيده سخنان آیتالله علمالهدی در گفتوگو با فارس را در ادامه بخوانيد:
· در فتنه 88 در واقع سه گروه و سوژه اصلی داشتیم. گروه اول همان عوامل اصلی یعنی فتنهگران و فتنهانگیزان بوده که عوامل و جریان خارجی و استکباری هستند. دسته دوم ابزارها و افرادی بودند که ابزار فتنه شدند و با فتنه هماهنگ بوده و به گونهای عوامل اجرایی فتنه قرار گرفتند. دسته سوم در فتنه هم کسانی بودند که بستری برای فتنه شدند؛ شاید هم به صورت ناخودآگاه بستر شدند و با تصمیم و اراده خود و با هماهنگی با فتنهگران نبوده است ولی در عین حال به صورت جریان ناخودآگاه و جریان انفعالی بستری برای فتنه قرار گرفتند. این سه دسته را باید از یکدیگر جدا دانست؛ چرا که حتی مقام معظم رهبری هم برخوردشان با این سه دسته متفاوت بوده و به صورت یکسان با آنها برخورد نکردند.
· جریانهای استکباری و خارجی همواره در تمام موقعیتها، نظام جمهوری اسلامی و کشور ما را رصد میکنند تا هر موقعیتی که به دست آوردند وارد شده و مزدورانه فتنه خود را اجرا کنند.
· در سال 88 در شهریور ماه که اعضاء مجلس خبرگان رهبری به خدمت حضرت آقا رسیدند ایشان فرمودند من به ایشان گفتم و آقا اشاره به آقای هاشمی رفسنجانی کردند و گفتند که میدانید که این کار پشتش خارجیها هستند و میخواهند فتنه کنند و در واقع مسئله تقلب در انتخابات را آنها مطرح کردند؛ آقای هاشمی رفسنجانی هم سری به نشانه تایید تکان دادند و بیانات مقام معظم رهبری را تایید کردند. بنابراین باید دانست که عوامل اصلی فتنه خارجیها بودند و آنها این چنین فتنهای را برپا کردند.
· جریانهای سیاسی داخلی متاسفانه در عرصه انتخابات در حوزه رقابت کاندیدا بستر اجرایی برای فتنه شدند و راه را برای عوامل خارجی، جریانهای ضد انقلاب و عناصر وابسته در داخل باز کردند. البته باید توجه داشت که این جریانهای سیاسی و عناصر کاندیداها را نباید فتنهانگیز و فتنهگر بدانیم. زمانی که عوامل خارجی خط دادند که تقلب در انتخابات صورت گرفته، به گونهای این ادعا برای آنها مطرح شد که این ادعای توخالی به باوری برای آنها تبدیل شده بود.
· پس از مطرح کردن مسئله تقلب در انتخابات، باز این افراد بستری برای عوامل خارجی و فتنهگران شدند تا از همین کانال آنها وارد هیجانات عمومی شوند، البته خودشان هم با بیانیهها و پیامها حمایت و تایید میکردند و بستری برای فتنه و گروهکشیهای خیابانی و حرکتهای تند و زننده شدند. این حرکتهای زننده تا جایی پیش رفت که دیدیم شعارهای ضدانقلابی هم سر داده و ایستگاههای صلواتی و پرچم امام حسین(ع) را به آتش کشیدند و به ساحت مقدس سید الشهدا(ع) اهانت کردند.
· دیدیم که در روز دانشجو وارد دانشگاهها شده و عکس امام (ره) را پاره کردند، در حالی که نه کروبی و نه میرحسین موسوی هیچ یک اهل عکس امام پاره کردن نبودند حتی اهل توصیه به این کار هم نبودند. بنابراین قصد نداریم به این افراد فتنهگر و فتنهانگیز لقب دهیم چرا که مسلمان هستیم و نمیخواهیم به مردم لقب و نسبت ناروا داده و تهمت بزنیم ولی به هر حال آنها راه را برای عوامل خارجی و استکبار باز کردند و بستری برای فتنه شدند. آنها راه را باز کردند تا این افراد عکس امام را پاره کنند.
· جریانات خارجنشین ضد انقلاب اگر بستری برای فتنه پیدا کنند مانند سال 88 فتنهای دیگر تکرار میشود ولی شدیدتر و بدتر از سال 88 ولی اگر بستر پیدا نکنند نه تنها ابزار اجرایی آنها بلکه خودشان و طراحیهایشان هم نمیتواند کارآمد باشد.
· نمیتوان ساکتین و خواص را جزو فتنهگران دانست؛ در انقلاب سیدالشهدا(ع) هم عدهای به میدان آمدند ولی مردد شده و شک و تردید داشتند ولی در لشگر امام حسین(ع) بودند لذا نمیتوان آنها را جزو سپاه عمرسعد عنوان کرد. در عین حال این افراد برای ما به عنوان عناصر زاویهدار با رهبری مطرح بوده و اعتماد ما از این افراد سلب شده است. در جریان فتنه مقام معظم رهبری بسیار محکم مقابل فتنه ایستادند بنابراین اگر کسی در رکاب رهبری قرار نگرفت زاویه با رهبری پیدا کرده است؛ کسی که در جریان فتنه گوشهای نشسته باشد و ساکت بماند هم با رهبری فاصله گرفته است.
· در فتنه 88 هم که یک طرف آن مقام معظم رهبری بودند، کسانی که شک کردند با رهبری زاویه داشتند و در واقع ولایت مقام معظم رهبری را در حد حجت شرعی قبول نداشتند چرا که کسی که در این حد قبول داشته باشد، شک نکرده و میگوید وقتی حضرت آقا به صحنه آمدند پس باید کنار آقا بایستیم.
· خاکریز فتنه 88 را حضرت آقا فتح کردند و مردم لشگر و سپاه مقام معظم رهبری بودند. اگر این رهبری و تدبیر نبود قطعا فتنه 88 بیشتر از اینها پیش میرفت و کل جریان نظام را جمع کرده بود، بنابراین رهبری و فرماندهی با آقا بود و مردم هم پای مقام معظم رهبری ایستادند.
· 9 دی ثابت کرد مسئله ولایت در نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قائمه اصلی است که محور تمام وابستگی مردم به نظام ولایت است. اگر ولایت نباشد کل نظام از مردم منفک میشود، به خاطر ولایت مردم به نظام وابسته هستند.
· وابستگی مردم به نظام صرفا به خاطر رهبری و ولایت است؛ اگر رهبری و ولایت از نظام منها شود ذره ای دیگر مردم نسبت به نظام وابستگی نخواهند داشت و این نکته جریانی موجود، جدی و واقعی در کشور است که یک نمایشگاه آن 9 دی بود. از طرفی باید توجه داشت که مردم باور کردند که این نظام به دین وابسته است؛ بنابراین مقابله با نظام، مقابله با دین و مبانی اعتقادی آنها است و این نکته هم در 9 دی به خوبی نمایش داده شد. پس 9 دی یک حادثه نبود بلکه یک جریان بود. مردم باور کردند که سرنوشت دین آنها با سرنوشت این نظام گره خورده است لذا با همه وجود پای این نظام ایستادند؛ 9دی در واقع جریانی است که بر این دو اصل متکی و مبتنی بوده که این دو اصل نیز کاملا در کشور تثبیت شده است و قابل براندازی و مقابله هم نیست.
· رسالت مقام معظم رهبری ایجاد بصیرت است؛ بنای حضرت آقا بر حذف جریانها و عناصر و انسانها نیست؛ رهبری تنها قصد دارد در مردم بصیرت ایجاد کند، اگر مردم بصیرت نداشته باشند دوباره همان عواملی که بستری برای این فتنه شدند باز هم بستر میشوند.ولی خوب در همین حد که جلوی این افراد گرفته شود کافی است. اینها آدمهای بیبصیرتی و ضعیفی هستند که بستر میشوند؛ مانند انسانی که وقتی دچار بیماری میشود به محضی که ویروسی بیاید وی نیز بیمار میشود، برخی از اعضا جامعه ما هم حساسیت خاصی پیدا کردند که وقتی ویروس فتنه میآید بر اینها مینشیند. بنابراین امروزه میبینیم که جلوی این افراد گرفته شده و در محدودهای قرار گرفتند تا ویروس فتنه دوباره برروی اینها ننشیند.
· اصل مهندسی فتنه در خارج از کشور بود چراکه فتنهگران و فتنهانگیزان خارجی ها و عناصر استکباری بودند و همین الان هم در حال نقشهریزی و طراحی برای فتنهای دیگر هستند. باید بیان کرد که فتنه تمام نمیشود. فتنه 88 نه تنها آخرین نبود بلکه نخستین فتنه بود؛ این بدین معناست که دشمن در آن زمان تجربه پیدا کرد که اگر در جایی مجددا بستر یافت بداند تا کجا میتواند پیش رود؛ فتنه 88 برای دشمن تجربه ای شد هرچند که مردم ایستادند و مقاومت کردند درحالی که تصور میکرد مردم ایستادگی و مقاومت نمیکنند. در فتنه 88 همه دیدیم که دشمنان تا بن اعتقاد و وابستگیهای مردم و ریشه انقلاب مردم که سیدالشهدا(ع) است، جلو آمد و جنگید.
· با تجربهای که در این 33 سال در نظام جمهوری اسلامی ایران کسب کردیم به این جمع بندی میرسیم که اگر رئیس جمهور عنصری وابسته به رهبری و ولایت باشد، به صورت کامل مدیریت کشور در راستای اهداف امام و انقلاب بیمه شده است ولی اگر رئیس جمهور ولو به اندازه کم هم زاویهای با رهبری داشته باشد، به همان اندازه ضربه می بینیم و همان اندازه کم راه نفوذی برای دشمنان میشود.
· در عرصه انتخابات باید کاندیدایی را بپذیریم که شعار وابستگی به رهبری ندهد و ادعا نکند بلکه سند داشته باشد. با توجه به اینکه کسانی که کاندیدا میشوند دارای سوابق سیاسی هستند پس باید همه آنها سند وابستگی صد در صدی به رهبری و ولایت ارائه دهند؛ این نکته باید حتما یکی از مولفههای قطعی کاندیداهای ریاست جمهوری همواره مدنظر قرار گیرد.
· باید کاندیداهای ریاست جمهوری مدیر و مدبر بوده و طرح و برنامه داشته باشند. ولی باید در کنار تمام این ویژگیها سند ارائه دهند که در تمام مواضع وابسته به رهبری بوده و کوچکترین زاویهای با رهبری نداشتهاند.همچنین باید کاندیدای ریاست جمهوری سند ارائه دهد نه این که تنها بگوید من در آن روز گفتم که فتنهگران کار بدی کردند. کاندیدای ریاست جمهوری ضمن ارائه سند، باید کنار رهبری در مقابله با فتنه گران بایستد چراکه مقام معظم رهبری فتنه را سرکوب کرده و با آن مقابله کردند. لذا کسی که مواضعش با رهبری یکسان است پس باید در سرکوبی فتنه هم نقش داشته باشد.
· این که میبینیم درحال حاضر برخی خود را مطرح می كنند یا به دنبال تمهید مقدمات هستند همین نکته نخستین نقطه زاویه پیدا کردن با مقام معظم رهبری است چراکه ایشان فرمودند هیچ بحثی نکنید و هیچ موجی به وجود نیاورید. هیچ تنش و هیجانی ایجاد نکنید. لذا همینها خواه ناخواه ایجاد موج میکند؛ اینکه ایشان اصرار دارند به این خاطر است که تنش و اختلاف سبب ایجاد موج میشود و از طرفی موج هم موج سوار پیدا می کند و افرادی که در عرصه سیاست بر مردم نفوذی ندارند با موج سواری میآیند و خود را به جایی میرسانند.
· تعدد و اختلاف در هر خط و قومی سبب شکست می شود که البته برای این مطلب آیه ی قرآن نیز داریم. لذا باید افراد به جمع بندی برسند زیراکه اگر به جمع بندی نرسند خود این بحث مصیبتی است.
· ساکتین فتنه با رهبری زاویه داشتند، اگر هم این افراد در انتخابات کاندیدا شوند مردم نباید به آنها رای دهند. اصلاح طلبان هم آنهایی که با رهبری زاویه داشتند را مردم باید توجه کنند و به آن ها رای ندهند. همچنین از مردم میخواهیم که چشمشان پشت پای مقام معظم رهبری باشد و آنهایی که پشت ایشان حرکت میکنند را مدنظر داشته باشند.
به نقل از خبرآنلاین
حجتالاسلام مهدی طائب گفت: سران فتنه حتی صلاحیت مدیریت یک دبستان را هم ندارند چه برسد که بخواهد یک کشور را اداره نمایند.
جت الاسلام ناصر نقویان در سخنرانی اخیر خود در دانشگاه تربیت مدرس، با انتقاد از برخی نابسامانی ها گفت: یکی از دوستان بنده برای اینکه پروژهای را در وزارت نفت انجام دهد، مجبور شد به یکی از معاونین یا مدیران کل آن وزارتخانه، مبلغ یک میلیارد و دویست میلیون تومان رشوه بدهد و من وقتی کپی چک مربوط به آن رشوه را به آقای پورمحمدی، رئیس سازمان بازرسی کل کشور نشان داده و ایشان را در جریان آن موضوع قرار دادم، ایشان در جواب گفتند: ای بابا! اینجور چیزها که در مملکت بسیار است.
رئیس اسبق بازرسی ویژه ریاست جمهوری گفت که جریان انحرافی میخواست در یک روز شنبه که روز مقدس یهودیهاست، از امام زمان(عج) رونمایی کند!
به گزارش خبرآنلاین گزیده ای از سخنان داوود احمدی نژاد که فارس منتشر کرده است در ادامه می آید:
داوود احمدی نژاد در بیان تشابهات لیدر جریان انحرافی با عطاءالله مهاجرانی گفت: خانواده مهاجرانی دل در گرو انقلاب نداشتند، لیدر جریان انحرافی هم برخی اعضای خانوادهاش عضو جریان نفاق بودند و وابستگی به نفاق داشتند.
* لیدر جریان انحرافی مانند مهاجرانی در حوزه فرهنگ و هنر بحرانسازی میکند
بازرس ویژه اسبق رئیس جمهور به بحرانسازیهای عطاءالله مهاجرانی در حوزه فرهنگ و هنر اشاره و تصریح کرد که لیدر جریان انحرافی هم امروز همین کار را میکند.
* مهاجرانی و لیدر جریان انحرافی هر دو اهل اباحیگری و لیبرالیسم هستند
* عضویت مهاجرانی و لیدر جریان انحرافی در انجمن حجتیه
"مهاجرانی عضو انجمن حجتیه بود، لیدر جریان انحرافی هم عضو انجمن حجتیه و شاگرد به اصطلاح عالمی است که شب میخوابد و صبح بیدار میشود و در مخالفت با ولایت فقیه از امام زمان روایت میگوید".
* سخنان ولایت فقیه را فصلالخطاب میدانند اما خلاف آن عمل میکنند
" مهاجرانی مردم اسرائیل را دوست مردم ایران میدانست. آیا واقعاً اینها دوست مردم ایران هستند؟ این دوستی است که دانشمندان هستهای ما را ترور میکنند؟ این دوستی است که صدام حسین را تحریک کردند که آن همه جنایت در این مملکت آفرید؟ این دوستی است که هر روز کشورها را علیه ایران تحریک و ما را تحریم میکنند و هزاران حرف ناصواب میزنند؟ آنها نمیخواهند این مملکت رشد کند و به پلههای ترقی برسد و میخواهند ملت ایران جیرهخوار آنها باشد. حالا جریان انحرافی هم ادعای دوستی با مردم اسرائیل میکند."
* جریان انحرافی میگوید ما مستقیم به امام زمان (عج) متصل هستیم و نیازی به ولی فقیه نداریم
داود احمدینژاد با اشاره به اینکه همپالگیهای مهاجرانی اعلام میکردند که ولایت فقیه باید وکالتی باشد و باید 4 سال به 4 سال مانند نمایدگان مجلس، ولی فقیه را انتخاب کرد، خاطرنشان کرد: لیدر جریان انحرافی اصلاً اصل ولایت را قبول ندارد و ادعا میکند امام زمان (عج) پای سفره ماست و او ما را هدایت میکند؛ یعنی همانطور که خوارج نهروانی در زمان امیرالمؤمنین (عج) میگفتند ما مستقیم از خدا دستور میگیرم و کاری به علی (ع) نداریم، جریان انحرافی هم همین ادعا را دارد که ما مستقیم به امام زمان متصل هستیم و نیازی به ولیفقیه نداریم.
* شباهت مشایی و مهاجرانی در پیشنهاد مذاکره با آمریکا
* تشابه مکتب ایرانی با گفتوگوی تمدنها و جمهوری ایرانی
بازرس ویژه اسبق رئیس جمهور خاطرنشان کرد: آنها گفتوگوی تمدنها راه انداختند که در واقع اسلام را کنار بگذارند؛ جریان انحرافی هم نوعی گفتوگوی تمدنها راه انداخته و شخصی به نام »ه.الف» را مأمور کرده و مصوب کرده که 51 میلیارد هم پول در اختیار او قرار دهند تا به کشورهای مختلف سفر کند که برود و بگوید مکتب ما ایرانی است و اسلام نیست؛ سند رسمی این موضوع هم موجود است. داود احمدینژاد این را هم اضافه کرد که مهاجرانی شعار جمهوری ایرانی سر میداد، لیدر جریان انحرافی هم مکتب ایرانی را مطرح میکند.
* ارتباط دلالان آمریکا با مهاجرانی و لیدر جریان انحرافی
وی همچنین گفت که به گفته رادیو اسرائیل نوریزاد که دلال آمریکا و استکبار است، از فعالیت مهاجرانی در دولت خاتمی ابراز خرسندی میکرد و الان نیز از لیدر جریان انحرافی دفاع میکند؛ هوشنگ امیراحمدی هم که دلال آمریکا و اسرائیل است، هم با مهاجرانی و هم با لیدر جریان انحرافی دائماً در ارتباط است و در همین همایش ایرانیان خارج هم دعوت شد.
* جریان انحرافی ادامه جریانهای معاند گذشته ازجمله فتنه سبز است
تشابه جریان انحرافی با جریانات معاند گذشته ازجمله جریان فتنه 88 بخش دیگر سخنان داود احمدینژاد بود که وی در این زمینه جریان انحرافی را ادامه جریان فتنه سبز دانست و اینگونه ادامه داد که جریانات معاند گذشته، بیشترین و آخرین تلاش خود را در سال 88 یعنی فتنه سبز بهکار گرفتند، لکن هم سردمدارانشان و هم شگردهایشان برملا شدند، لذا باید افراد جدید با شگردهای جدید روانه میدان کنند. وی با بیان اینکه "حرکتهای امروز جریان انحرافی کمتر از حرکت جریانهای معاند گذشته نیست و در برخی جاها خیلی هم بیشتر است"، تلاش جریان انحرافی برای برگزاری جشن جهانی نوروز در تخت جمشید را مورد اشاره قرار داد و یادآور شد: این جریان برای عید نوروز سال 90 خواست جشنی از نوع جشنهای 2500 ساله راه بیندازند و از ملک عبدالله اردنی که ملت اردن علیه او تظاهرات کرده بودند نیز دعوت کرده بودند.
* سازماندهی جریان انحرافی برای ورود افراد بیهویت و بیدین به مجلس با پولهای کلان
بازرس ویژه اسبق رئیس جمهور در این زمینه اظهار داشت: جریان انحرافی با پولهای کلانی که از خزانه ملت برداشته است که یک نمونهاش فساد 3 هزار میلیاردی بود، میخواهد در انتخابات کسانی را به مجلس بفرستد که دل در گرو انقلاب و ولایت و اسلام نداشته باشند؛ میخواهد افرادی بیهویت، بیدین و بیولایت مثل خود را وارد مجلس کند که برای این کار سازماندهی کرده و پول کلان در اختیار دارد، لذا باید برای مقابله با آنها باید باید دلهای خود را یکی کرده و به هم نزدیک کنیم. داود احمدینژاد در پاسخ به سؤلی درباره چگونگی شناسایی و تشخیص مهرهها و کاندیداهای جریان انحرافی در انتخابات مجلس گفت: انشاءالله شورای نگهبان مهرههای جریان انحرافی را شناسایی و رد صلاحیت خواهد کرد اما مردم هم باید دقت خود را بالا برده و افرادی را انتخاب کنند که در صحنه و محیط اجتماعی خود رفتار او را دیدهاند؛ بنابراین اگر به رفتار و اعمالی که کاندیداها در محیط اجتماعی دارند، دقت کنند، به خوبی متوجه میشوند که چند مرده حلاجند؟ مردم باید ببینند آیا کاندیداها در شعار و عمل سادهزیست و ولایتمدار هستند یا خیر؟ مردم همین مقدار دقت کنند، به افرادی رأی میدهند که در مسیر فرهنک و اعتقاد ملت هستند.
رئیس اسبق بازرسی ویژه ریاست جمهوری در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: جریان انحرافی وقتی منشور کوروش را از سفیر انگلیس قرض گرفت، دو قول به او داد که یکی از قولهایش این بود که بخشی از این منشور که در موزه ایران است را به آنها میدهد تا لوح آنها کامل شود اما یکی نیست به او بگوید مگر ارث پدرت است که میبخشی؟ میدانی این تکهای که پیش ماست، چند صد میلیارد قیمت دارد؟ او به چه حقی این قول را میدهد؟
وی همچنین از پول دادن لیدر جریان انحرافی به برخی هنرپیشهها انتقاد کرد و گفت: این جریان هنرپیشههایی را به مکه اعزام میکند که رفتار آنها در مکه به حدی نامناسب است که حتی پلیس عربستان به رفتارهای آنها اعتراض میکند.
* چرا رئیس جمهور از مشایی حمایت میکند؟
داود احمدینژاد درباره علت حمایت رئیس جمهور از لیدر جریان انحرافی اظهار داشت: خاتمی در زمان خودش به توصیه رهبری در خصوص مهاجرانی توجه نمیکند و میگوید مهاجرانی همه دولت من است؛ حالا هم ولایت میفرماند انتخاب او به مصلحت شما و دولتت نیست، اما این طرف میگوید آن فرد چشمه است، زلال است، پاک است، مؤمن است، کارآمد است، قله دست نیافتنی است.
* میخواستند در روز مقدس یهودیها از امام زمان پردهبرداری کنند
وی در بخش پایانی اظهارات خود گفت: لیدر جریان انحرافی یک زمانی گفت امام زمان (عج) قرار است روز شنبه 14 خرداد سال 90 ظهور صغری کنند که همین موارد است که ثابت میکند این جریان، انحرافی است، چراکه در همه روایات ما ظهور صغری نداریم؛ غیبت صغری و کبری داریم اما ظهور کبری و صغری نداریم، لذا این این اتفاق نیفتد چراکه در قاموس شیعه امام زمان (عج) جمعه ظهور میکنند اما جریان انحرافی میخواست روز شنبه که روز موعود و روز مقدس یهودیهاست، از امام زمان (عج) پرده برداری کنند.
به نقل از خبر آنلاین
به گزارش خبرنگار قضایی فارس، نوزدهمین نشست خبری سخنگوی قوه قضاییه در حالی برگزار شد که 85 دقیقه از زمان این نشست به توضیحات ناظر ویژه رسیدگی به پرونده فساد مالی اخیر اختصاص داشت.
مشروح توضیحات سخنگوی قوه قضاییه را در ذیل میخوانید.
آگاهان از اختلاس، معاون جرمند/ چرا بانک مرکزی موضوع را اطلاعرسانی نکرد؟
سخنگوی قوه قضاییه گفت: اگر کسانی از وقوع جرم در مجموعه خود مطلع باشند و خبر ندهند، به عنوان معاون همین جرم مجازات خواهند شد.
وی اظهار داشت: طبق تبصره ماده 2 قانون اخلال در نظام اقتصادی مصوب سال 69 آمده است اگر کسانی مطلع باشند که موضوع جرم در زیرمجموعه آنها اتفاق افتاده یا در حال اتفاق افتادن است و خبر ندهند بهعنوان معاون همین جرم مجازات خواهند شد.
وی ادامه داد: بانک مرکزی ادعا کرده که از این موضوع اطلاع پیدا کرده بود. سؤال اینجاست که چرا رأساً برای جلوگیری از این اتفاق اقدام نکردند و چرا به دستگاه قضایی موضوع را اطلاع ندادند؟
هر یک از عوامل بروز اختلاس بزرگ باید هزینه آن را بپردازند
سخنگوی قوه قضائیه گفت: بایدعلل و عوامل منجر به وقوع جرم را شناسایی کنیم و هر عاملی به سهم خودش هزینهای را پرداخت کند، حتی اگر آن عامل سبب شده باشد اما مجرم نباشد
وی ادامه داد: این فسادی که رخ داده است یک فساد بزرگ است و به تبع اقتضاء دارد برخورد با آن متناسب با جرم باشد و نمیتوان آن را با سایر مسایل سنجید.
وی افزود: وقوع هر جرمی زشت است اما بدتر از آن برخورد نکردن با آن است، اگر جرمی واقع شود زننده است اما اگر جرم واقع شد اما با آن برخوردی صورت نگرفت و جرم تکرار شد، بسیار بدتر است.
سخنگوی قوه قضائیه ادامه داد: باید دید که ما باید چه کنیم تا اگر جرمی اتفاق افتاد، تکرار نشود که هم فاعل این جرم جرأت تکرار نداشته باشد و هم افراد دیگر.
محسنیاژهای گفت: باید موضوع را از همه ابعاد موجود مطالعه کنیم و همچنین زمینههای وقوع جرم را بشناسیم و از بین ببریم.
ناظر ویژه دستگاه قضایی در پرونده اختلاس گفت: باید همه علل و عوامل منجر به وقوع جرم را شناسایی کنیم و هر عاملی به سهم خودش هزینهای را پرداخت کند، حتی اگر آن عامل سبب شده باشد اما مجرم نباشد یعنی اینکه فردی سبب بروز جرم نشده اما در وقوع آن قصوری داشته است.
هر فردی در پرونده فساد بزرگ دخالت داشته باید هزینه بپردازد
ناظر ویژه دستگاه قضایی در پرونده اختلاس بزرگ گفت: هر فرد باید هزینه قصور و تقصیر خود را در شکلگیری اختلاس پرداخت کند و بهترین راه در این راه این است که مجازات متناسب با عوامل وقوع جرم داشته باشیم.
وی خاطر نشان کرد: هر فرد باید هزینه قصور و تقصیر خود را پرداخت کند و بهترین راه در این راه این است که مجازات متناسب با عوامل وقوع جرم داشته باشیم.
وی ادامه داد: این موضوع باید سریع، صریح، صحیح، شفاف و قاطع رسیدگی شود و اگر جرمی که الان اتفاق افتاده است را بتوان در موقعیت سریع رسیدگی کرد نتیجه بهتری نسبت به پروندهای دارد که با فاصله زمانی نسبت به وقوع جرم رسیدگی شده است. رسیدگی کردن سریع همراه با اطلاعرسانی صحیح در این راه مؤثر است.
محسنی اژهای خاطر نشان کرد: این اتفاقی که رخ داده در بزرگ بودن جرم آن تا الان به میزانی که قضات رسیدگی کردهاند کسی تردید ندارد اما باید دید ماهیت آن چیست.
وی ادامه داد: باید دید که این موضوع اختلاس، اخلال در نظام اقتصادی، ارتشاء، سوء استفاده از موقعیت، درآمد غیر حق، کلاهبرداری یا همه این موارد است و خیلی مهم است که در این پرونده نوع و عنوان اتهام را از همه لحاظ بیان کند.
ناظر ویژه دستگاه قضایی در پرونده اختلاس بزرگ گفت: اگر چنانچه این پرونده عنوانش اخلال در نظام اقتصادی باشد صلاحیت آن با دادگاه انقلاب خواهد بود و چنانچه کلاهبرداری و اختلاس باشد دادگاه جزایی عمومی به آن رسیدگی خواهد کرد. در مرحله تجدید نظر هم اگر اخلال در نظام اقتصادی باشد مرجع آن دیوان عالی کشور است و در صورت کلاهبرداری و اختلاس دادگاه تجدید نظر استان.
محسنیاژهای ادامه داد: در زمینه مجازات هم اگر اخلال در نظام اقتصادی باشد مجازات قابل تخفیف و تعلیق نیست و انفصال دائم هم همراه دارد ولی اگر اختلاس باشد و قبل از صدور کیفرخواست اصل مال رد شود قاضی نمیتواند مجازات حبس بدهد و اگر هم داده باشد مجازات باید تعلیق شود و میتواند تمام مجازات نقدی را هم تخفیف بدهد.
ناظر دستگاه قضایی در پرونده بزرگ خاطر نشان کرد: اگر اختلاس، کلاهبرداری و مواردی دیگر اتفاق بیفتد و به طور شبکهای و باندی اداره شود موضوع کاملا فرق میکند و مجازات آن تا مفسد فیالارض و حبس از 15 سال تا ابد خواهد بود.
محسنیاژهای گفت: باید مستند و بر اساس چیزی که اتفاق افتاده اقدام شود هر چند ممکن است جرم ابتدا یک عنوان داشته باشد ولی در حین رسیدگی به پرونده عنوان آن تغییر کند.
سخنگوی قوه قضائیه با بیان اینکه در حال حاضر موضوع اختلاس مطرح شده و بر سر زبانها افتاده است، گفت: ممکن است یک عمل چند عنوان مجرمانه را با خود همراه داشته باشد و به همین دلیل چند مجازات برای آن در نظر گرفته شود اما اگر از نظر مادی یک فعل و از نظر معنوی چند فعل باشد قاضی میتواند اشد مجازات را در نظر بگیرد.
کارمندان و سازمانهای مرتبط با اختلاس هم مجازات میشوند
سخنگوی قوه قضائیه گفت: بر اساس ماده 5 این قانون، هر یک از کارمندان، وجوه، مطالبات، حوالهها، سهام، اسناد، اوراق یا سایر اموال متعلق به مؤسسات را که بر اساس وظیفه در اختیار دارند به نفع خود یا دیگری برداشت کند مختلس و به ترتیب فوق مجازات خواهد شد.
محسنیاژهای در ادامه سخنان خود در خصوص اختلاس بزرگ با بیان اینکه اگر این اتفاق را اختلاس در نظر بگیریم باید دید قانون درباره اختلاس چه میگوید، اظهار داشت: قانون مجازات مرتکبان اختلاس ارتشاء و کلاهبرداری مصوب 15 آذر 67 مجمع تشخیص مصلحت نظام میگوید ماده اول مربوط به کلاهبرداری و ماده دوم مربوط به تحویل مال غیرقانونی است که دو سال حبس، رد مال و جریمه نقدی معادل دو برابر مال تحصیل شده، مجازات دارد.
وی با بیان اینکه ماده 3 این قانون درباره ارتشاء است و در این پرونده هم تا حدودی دخیل است،گفت: ماده 4 قانون به موضوع اختلاس و کلاهبرداری میپردازد و در این باره است که کسانی که با تشکیل یا رهبری شبکه چند نفری به امر اختلاس و کلاهبرداری مشغول هستند علاوه بر ضبط کلیه اموال منقول و غیر منقول که از طریق این راه به دست آوردهاند به نفع دولت و استرداد اموال به جزای نقدی معادل مجموع اموال به دست آورده، رد مال، انفصال از خدمت و حبس از 15 سال تا ابد محکوم خواهند شد.
محسنیاژهای ادامه داد: در صورتی که این جرم مصداق مفسد فیالارض باشد مجازات آن هم، مجازات فساد فیالارض خواهد بود.
وی افزود: بر اساس ماده 5 این قانون هر یک از کارمندان، کارکنان ادارات، سازمانها، شوراها، شهرداریها، شرکتهای دولتی، وابسته به دولت، نهادهای انقلابی، دیوان محاسبات اداری، تمام مجموعههای قوای سهگانه، نیروهای مسلح و مأموران رسمی و غیر رسمی در این ارگانها وجوه، مطالبات، حوالهها، سهام، اسناد، اوراق یا سایر اموال متعلق به مؤسسات را که بر اساس وظیفه در اختیار دارند به نفع خود یا دیگری برداشت کند مختلس و به ترتیب فوق مجازات خواهد شد.
محسنیاژهای در توضیح اختلاس صورت گرفته گفت: گفته شده که یک شرکت به نام توسعه سرمایهگذاری امیر منصور آریا که تعدادی زیادی شرکت زیرمجموعه داشته با استفاده از ال سی داخلی مبالغ گزافی را گرفته و در غیر آنچه که باید هزینه میکرد، هزینه کرده است.
سخنگوی قوه قضاییه با بیان اینکه در هر السی 4 رکن وجود دارد، گفت: خریدار، فروشنده، بانک گشایشکننده، بانک کارگزار، ارکان هر السی را تشکیل میدهند.
وی ادامه داد: خریدار وقتی میخواهد جنسی را بخرد و پول نقد ندارد با یک بانک گشایش اعتبار صحبت میکند و با ارائه قرارداد و پیش فاکتورها تقاضای خود را مطرح میکند. بانک گشایش کننده در این پرونده بانک صادرات است که موظف است تقاضا را بررسی و اعتبارسنجی کند که آیا این فرد متقاضی اعتبار این مبلغ را دارد یا خیر.
ناظر ویژه دستگاه قضایی در پرونده اختلاس بزرگ خاطر نشان کرد: در داخل هر بانک قسمتی تحت عنوان اعتبارسنجی وجود دارد و موضوع را رسیدگی میکند و موظف است که این مراتب را در بانک ثبت کند.
محسنیاژهای گفت: معمول است که از خود متقاضی یک پیش پرداخت دریافت میشود که به عنوان مثال در این پرونده که برای السی ابتدایی صد میلیارد تومان بوده است باید حدود 10 میلیارد تومان را میگرفته است و برای بقیه مبلغ اسناد و وثیقههای لازم اخذ میشد.
سخنگوی دستگاه قضایی ادامه داد: وقتی این کارها انجام شد باید اصالت و صحت افراد را بررسی کنند تا مبادا قراردادها و اسناد ارائه شده صوری نباشد و همچنین باید بررسی کنند که خریدار و فروشنده یک مجموع واحد نباشند.
محسنیاژهای ادامه داد: وقتی همه این اقدامات انجام شد، بانک سند اعتباری را امضا و به بانک کارگزار که در این پرونده بانک ملی است میفرستد. بانک ملی هم باید اصالت را محرز کند و این کار از طریق تماس با بانک گشایشکننده انجام میشود. وقتی همه این کارها انجام شد بانک کارگزار به فروشنده ابلاغ میکند که آیا حجم و قیمت قرارداد ارائه شده صحت دارد یا خیر.
عامل اختلاس اخیر در صورت اثبات فساد فیالارض اعدام میشود
ناظر ویژه دستگاه قضایی در پرونده اختلاس بزرگ گفت: هر یک از اعمال مذکور چنانچه بهقصد ضربه زدن به نظام یا مقابله با نظام یا اینکه با علم مؤثربودن اقدام در مقابله با نظام صورت گیرد، اگر در حد فساد فیالارض باشد به اعدام و در غیر این صورت به 5 تا 20 سال حبس محکوم خواهد شد.
وی افزود: در قانون اخلال در نظام اقتصادی مصوب 19 آذر 69 اخلال در نظام اقتصادی تعریف نشده اما در ماده یک این قانون مصادیق آن مشخص شده است که ما را به معنای آن نزدیک میکند.
وی افزود: ارتکاب هر یک از اعمال مذکور در بندهای زیر جرم است و مرتکب مجازات خواهد شد.
الف ـ اخلال در نظام پولی و ارزی از طریق قاچاق ارز یا جعل اسکانس و سکه
ب ـ اخلال در نظام پولی از طریق گرانفروشی و احتکار و پیشخرید محصولات کشاورزی به منظور ایجاد انحصار و کمبود محصول در بازار.
ج ـ اخلال در نظام تولید
د ـ هر گونه اقدامی به منظور خارج کردن آثار میراث فرهنگی به وصول وجوه کلان به صورت قبول پول اشخاص حقیقی و حقوقی به عنوان مضاربه
و ـ اقدام باندی برای اخلال در نظام صادراتی کشور
محسنیاژهای در توضیح این ماده و مجازات در نظر گرفته شده برای این افراد گفت: هر یک از اعمال مذکور چنانچه به قصد ضربه زدن به نظام یا مقابله با نظام یا اینکه با علم مؤثربودن اقدام در مقابله با نظام صورت گیرد، اگر در حد فساد فیالارض باشد به اعدام و در غیر این صورت به 5 تا 20 سال حبس محکوم خواهد شد.
دادگاه میتواند علاوه بر حبس و جریمه مالی متهم را به تحمل 20 تا 74 ضربه شلاق هم محکوم کند.
وی ادامه داد: در تبصره ماده 2 این قانون آمده است اگر کسانی مطلع باشند که جرمی در زیر مجموعه آنها اتفاق افتاده یا در حال اتفاق افتادن است و موضوع را خبر ندهند به عنوان معاون همین جرم مجازات خواهند شد.
سخنگوی دستگاه قضایی ادامه داد: طی روزهای گذشته بانک مرکزی اعلام کرد ما از موضوع اطلاع پیدا کردهبودیم، حال این سؤال مطرح است که چرا بانک مرکزی رسماً برای جلوگیری از این اقدام کاری نکرد و چرا موضوع را به دستگاه قضایی اطلاع نداد؟
ناظر ویژه دستگاه قضایی در پرونده اختلاس بزرگ گفت: تبصره 4 ماده 2 این قانون محرومیت از خدمات دولتی و انفصال مادامالعمر را برای متهمان در نظر گرفته است. همچنین تبصره 5 این قانون میگوید هیچ یک از مجازاتهای مقرر قابل تعلیق نبوده و اعدام، جریمههای مالی و انفصال از خدمت از سوی دادگاه و قاضی قابل تخفیف نیست.
حداقل 10 مورد تخلف در پرونده فساد مالی اخیر وجود دارد
سخنگوی قوه قضائیه گفت: بررسیهای اولیه حاکی از آن است حداقل 10 مورد تخلف در پرونده فساد مالی اخیر از سوی متهمان رخ داده است.
غلامحسین محسنیاژهای سخنگوی قوه قضائیه گفت: LC به عنوان یک سند اعتباری در سال 77 در دولت هشتم به تصویب رسید اما سرانجام پس از بررسیهای انجام شده در سال 80 به بانکها ابلاغ شد و از همان زمان گشایش اسناد داخلی آغاز شد.
وی افزود: البته گشایش اسناد اعتباری در مناطق آزاد شرایط خاص خودش را دارد که یکی از این شرایط این است که شعب بانکی موجود در این مناطق اجازه استفاده از منابع سایر شعب بانکی را نداشته و نمیتوانند جذب منابع کنند.
محسنیاژهای در توضیح اینکه در پرونده فساد مالی اخیر چه اتفاقی افتاده است، گفت: گروه توسعه سرمایهگذاری امیرمنصور آریا که تعداد کثیری شرکت به عنوان زیرمجموعه خود دارد از سال 86 اقدام به گشایش اسناد اعتباری میکند.
وی ادامه داد: البته این حرکت سالهای 86 و 87 بسیار اندک بود اما سرانجام از نیمه اول سال 88 به بعد گشایش اعتبارات افزوده شده و مسئولان این شرکت پی میبرند که این اعتبارات لقمه لذیذی برایشان است.
سخنگوی قوه قضائیه با اشاره به این مطلب که بیش از 10 مورد تخلف و شگرد برای گشایش اعتبارات و تنزیل آن از سوی مسئولان این شرکت به کار گرفته شده است گفت: برای مثال تمام LCها به صورت ذینفع واحد گشایش یافته است.
وی ادامه داد: در برخی از موارد دیگر اصلا چیزی خرید و فروش نشده است یعنی قرارداد بین دو شرکت زیر مجموعه شرکت مادر صورت گرفته و این در حالی است که به عنوان تخلف سوم باید به عدم اعتبارسنجی بانکهای عامل گشایش اسناد اشاره کرد.
ناظر ویژه ریاست قوه قضائیه در رسیدگی به پرونده مالی اخیر با اشاره به این مطلب که یکی دیگر از تخلفات این است که اسناد و مدارک از سوی بانک گشایشدهنده اعتبارات مورد بررسی قرار نگرفته و ثبت نشده است گفت: این نکته قابل رویت است که متأسفانه برخی از تخلفات براساس روابط ناصحیح مدیران بانکی رخ داده است.
وی افزود: باید از مدیران بانکهایی که در این پرونده نقص داشتهاند اما خود را بیگناه معرفی میکنند، پرسیده شود که حرف شما صحیح که برخی از بانکها اسناد مربوط به گشایش اعتبارات را ثبت نکردهاند اما آیا شما نباید از خود میپرسیدید که چگونه یک شعبه درجه سه در جزیره کیش این میزان سقف تنزیل اعتبارات LC به حسابش واریز شده است؟آیا برای شما جای سؤال نبود. وی گفت: سؤال دیگری که باید از مسئولان بانکها پرسید این است که چرا بیش از آنکه اسناد حمل بار اموال فروخته شده را که یکی از شرایط پرداخت پول اعتبارات است اخذ نکردید و پیش از اخذ این مدارک اقدام به پرداخت مطالبات خریدار و فروشنده کردید؟
محسنیاژهای با اشاره به این مطلب که در بخشی از این پرونده تخلف مالی بزرگ متهمان پس از چند بار پولشویی رفتهاند و سهام بانک آریا را خریداری کردهاند گفت: متأسفانه این متهمان در پرونده خود اخذ 400 میلیارد تومان تسهیلات بدون ارائه وجهالضمان را دارند.
وی گفت: از مدیران بانک صادرات نیز باید این سؤال را پرسید که چرا برای شما جای سؤال نبود که چگونه یک شعبه درجه سه این میزان توانسته LC تنزیل کند و پول به حساب این بانک واریز شود.
سخنگوی قوه قضائیه با اشاره به این مطلب که در تاریخ 18 دیماه سال 89 کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی نامهایی به مدیرعامل بانک ملی مینویسد گفت: در آن نامه اشاره میشود که شرکت امیرمنصور آریا با تعدادی شرکت زیرمجموعه مقداری بدهی بانکی از جمله ارزی و ریالی دارد که در آن نامه به این نکته اشاره میشود که بانکها در دادن تسهیلات به این شرکت مراقب باشند.
محسنیاژهای با اشاره به اینکه عدهایی معتقدند که کشف چنین پرونده بزرگ مالی از سوی آنها کشف شده است گفت: اگر قرار است به واسطه کشف این پرونده به کسی امتیازی داده شود؛ باشد همه امتیازات مال کسانی که این پرونده را کشف کردهاند اما به این نکته توجه داشته باشید که اصلا کشفی در این پرونده رخ نداده است بلکه بانکی سر رسید دریافت پولش رسیده اما از آنجا که مطالباتش وصول نشده آمده است و شکایتی کرده است.
وی افزود: ثانیا هر کدام از دستگاههای ذیربط به محض آنکه از موضوع پرونده مطلع میشدند بر حسب وظیفه باید موضوع را اطلاع میدادند و گر نه مجازات آنها هم در شأن معاونت در وقوع جرم بود.
دادگستری خوزستان ورود مناسبی به پرونده فساد مالی داشت
سخنگوی قوه قضاییه گفت: دادگستری استان خوزستان به محض مشخص شدن ابعاد پرونده ورود بسیار خوبی به آن داشت.
غلامحسین محسنی اژهای گفت: خوشبختانه دادگستری خوزستان و دادستان شهر اهواز اقدامات لازم از جمله شناسایی متهمین و بررسیهای لازم برای تعیین نوع جرم را به سرعت آغاز کردند.
وی افزود: همزمان تعدادی از متهمان را دستگیر کرده و سرانجام برخی از معاونین در پرونده را نیز احضار کرده و برای تعدادی از آنها قرار مناسب صادر شد.
ناظر ویژه رئیس قوه قضاییه در رسیدگی به پرونده فساد بزرگ مالی تصریح کرد: از 22 تن از متهمان و کسانی که در این پرونده باید از آنها تحقیق میشد، تحقیقات لازم انجام شد و اکنون تعدادی از آنها در بازداشت به سر میبرند و تعدادی دیگر با قرار وثیقه مناسب آزاد شدهاند و این در حالی است که متهم اصلی امیرمنصور آریا نیز در بازداشت بهسر میبرد.
وی افزود: در میان بازداشتشدگان مدیر شعبه بانک ملی و بانک صادرات جزیره کیش نیز به چشم میخورد و این در حالی است که برخی دیگر از معاونین این بانکها نیز که در وقوع این پرونده دخیل بودند بازداشت شدهاند.
دادستان کل کشور افزود: از آنجا که شرکتها و کارخانجات زیادی زیرمجموعه شرکت توسعه سرمایهگذاری امیرمنصور آریا بودند، هماهنگیهای لازم انجام شد تا به گونهای اموال ضبط شود که 17 هزار کارگر این کارخانجات بیکار نشده و برایشان مشکلی رخ ندهد.
وی افزود: دادستان خوزستان همچنین در نامهای از بانک مرکزی خواسته تا اموال متهمان شناسایی و بلوکه شود و همچنین اقدامات تأمینی توسط شورای تأمین استان انجام شود.
محسنی اژهای گفت: اموال متهمان براساس آنکه خودشان اظهار داشتهاند به اندازهای است که میتواند تکافی میزان تخلف آنها در پرونده باشد اما این اظهارنظر شخصی از سوی آنها باید توسط کارشناسان رسمی دادگستری بررسی شود.
سخنگوی قوه قضاییه تأکید کرد: همچنین ریاست قوه قضاییه از دیوان عالی کشور خواست تا با توجه به ابعاد وسیع این پرونده و متهمان به تهران احاله شود تا در تهران سایر رسیدگیها انجام شود که خوشبختانه ظرف 24 ساعت آینده پروندهها به تهران احاله تا رسیدگی شود
به نقل از خبرگزاری فارس
الان یک عده ای اینطوری دیندار هستند. اصلا ولایت رو قبول ندارند چه برسه به اینکه مقام معظم رهبری و باقی مراجع بزرگوارمون رو قبول داشته باشند.
تخریبی که الان شروع کردند ظاهرش ترویج بی بند وباری و بی حجابی و فحشا است و هست ولی هدف اصلی اینها اینه که به شکلهای مختلف اعتقادات مردم رو مورد حمله قرار بدهند.
قبلا هم گفتم که پیامبر فرمود می خواهید یهودیان امتم رو به شما معرفی کنم؟ اینها کسانی هستند که دین و شریعت من رو تغییر میدهند. حسن و حسین من رو می کشند، شیعیان من رو می کشند، . . . تا میرسه به حضرت حجت و می فرماید در زمان حضرت حجت شیعیان حضرت به دستور ایشان اذناب و اولاد اینها رو می کشند تا انتقام اونها رو بگیرند.
اینها نقشه اشون اینه، حرفهای جدید این یهودی امت اینه که ما اصلا تمدن اسلامی نداریم. اینها چیزهایی است که از خودشون ابداع کردند.
یعنی همینجوری و خیلی راحت منکر میشه و بدونید هیچ وقت کسی اینجوری منکر نمیشه مگر اینکه حرام بخوره. حرام خوردن انسان رو به جایی میرسونه که خیلی راحت منکر همه چیز میشه و مردم رو گمراه میکنه. همونطور که آقای ثمری فرمودند فرزند امام بود ولی به واسطه همنشینی و معاشرت با دوست بد دشمن امام شد. تعریف غلط.
به نقل از سایت حاج منصور ارضی
حاج سعید حدادیان از مداحان مشهور کشورمان در واکنش به خبر درخواست اسفندیار رحیممشایی رئیس دفتر رئیس جمهور از دادستان تهران برای تعقیب قضایی حاج منصور ارضی با این مطلع که "المنصور مالمنصور و ما ادریک مالمنصور؟" گفت: منصور، منصور است به نصرت الهی و به همین دلیل تن جریان انحرافی از طنز سیاسی او چنان میلرزد که آن را با دستور عملیاتی برابر میداند؛ وای به روزی که حاج منصور حماسهسرایی کند.
این مداح مشهور اظهار داشت: به فضل الهی آخرین نفسهای جریان انحرافی در پیشگاه بصیرت ملت شمرده میشود و فرافکنیها و دسیسهچینیهای آنها، راه به جایی نمیبرد.
سعید حدادیان در پایان با بیان اینکه گذشتن از آبرو در راه خدا از لذتبخشترین عبادات مومن است، خاطرنشان کرد: فرزندان رشید ملت برای حفظ مصالح نظام آماده گذشتن از همه چیز خود هستند.
المنصور والمنصور وما ادریک المنصور
المنصورخیرمن الفتکم
حتی تنزل السعید والسازور والمحمود و المحمد و الخلج و جمیع الحسینیون
فیهاباذن المنصور
سلام علی الحسین ع حتی مطلع الفجر
به نقل از سایت حاج منصور ارضی
سم الله الذی جبابرة الکفر
وكيل مدافع جریان ضد دین و مورد رضای شیطان در تعقيب لوای تبلیغ دین حق تعالی حاج آقا منصور ارضی برآمده که حاجی برای امت حزب الله مظهرشعائردین است و طبق قرآن هرکس شعائرحق را تعظیم کند این از تقوای قلب اوست
در شرایطي كه اوج افتضاحات مالي و فساد 3/000/000/000/000 ميليارد توماني در سيستم اقتصادي دولتِ عدالت محور و منتسب به جريان انحرافي با سردستگي مشايي در نزد افكار عمومي رو شده است و همه را در بهت و حيرت فرو برده است، رهبر فكري و استاد عرفانِ ( قلابي) دولت در راستاي سياست "حرف مفت بزن، همه رو مشغول كن!!" گذشته، اين بار در اين شرايط بحراني فساد اقتصادي، وكيل مدافع خود را مامور تعقيب قضايي حاج منصور ارضي نموده است تا افکار عمومی را از تمرکز بر مساله اصلی که همان دست داشتن این گروه شیطانی در چپاول بیت المال است دور کند و وکیل او نيز با سرهم كردن چند تا ماده و قانون اقدام به شكايت از سرورالمادحين نموده است.
اين در حالي است كه حاج منصور در شب 19 ماه مبارك رمضان بر اساس احساس تكليف ولايي خود، طبق معمول از اين جريان انحرافي برائت جست و البته با ادبيات خاص خود كه با كنايه و ايهام همراه است، اعلام كرد كه حاضر است پول خون مشايي را هم بدهد!
حتي اگر اين نوع ادبيات حاج منصور را حمل بر قاطعيت در اجراي اين نظر كنيم، اين مواضع منطبق با بند «م» وصيت نامه حضرت امام(ره) كه در آن ايشان به صراحت اعلام كردند مردم و حزب الله در مقابل انحرافات به دستگاه هاي مسئول مراجعه كنند و اگر آنها به وظيفه خود عمل نكردند، مردم موظفند به تكليف خود عمل كنند، قابل تفسير خواهد بود.
بنابراين وكيل مدافع جریان ضد دینی مورد رضای شیطان بهتر است به جاي تعقيب قضايي حاج منصور به فكر تنبه موكل خود در تغيير رويه خود باشد، در غير اين صورت حاميان حزب اللهِ حاج منصور در دفاع از مداحِ ارباب آقا امام حسين(ع) طبق همان بند وصيت امام(ره) كوتاه نخواهند آمد!
توسط دوستدارن حاج آقا منصورارضی
حفظهم الله دامت برکاته ادام الله عزه دمر الله عدوه
به نقل از سایت حاج منصور ارضی
آیتالله محمد یزدی در دیدار مسوولان، اساتید و طلاب مدرسه علمیه شهید صدوقی قم، اظهار کرد: ما باید به دنبال اطاعت از اوامر و دستورات مقام معظم رهبری باشیم، هرچند با سلیقه یا سیاستهای شخصی ما همسو نباشد.
وی با اشاره به برخی مباحث درباره ارشادی و مولوی بودن دستورات رهبری، اظهار کرد: در اطاعت از رهبر معظم انقلاب، نیاز به دستور ایشان نیست، همین که اشارتی داشته باشند، برای ما کافی است.
دبیر شورای عالی حوزههای علمیه با بیان اینکه ولایی بودن زبانی کافی نیست، بیان کرد: اگر انسان بگوید که مطیع امر رهبری هستم، ولی رفتار و سخن او خلاف این امر را نشان دهد، نمیتواند ادعای پیروی از ولایت فقیه را داشته باشد.
وی در ادامه سخنان خود، تبیین آموزههای اسلامی در جامعه را دارای اهمیت فراوان معرفی کرد، امّا حاکم شدن و اجرای احکام اسلامی در جامعه را مهمتر دانست و اظهار کرد: ائمه(ع)، بزرگان و مراجع دینی بیش از آن که به دنبال تبیین آموزههای اسلامی باشند، به دنبال حاکم نمودن اسلام و اجرای احکام اسلامی در جامعه بودند.
یزدی، پیروزی انقلاب اسلامی و حضور در جامعهای که احکام اسلامی در آن حاکم شده است را از مهمترین نعمتهای خداوند برشمرد و گفت: امروز ما در جامعهای هستیم که احکام الهی در آن اجرا میشود و در رأس آن فقیه والامقام، مدیر و مدبر که ذخیره خداوند برای عصر حاضر است، قرار دارد.
رییس جامعه مدرسین حوزه، با تأکید بر رسالت سنگین حوزههای علمیه در حفظ نظام اسلامی، اظهار کرد: در جریان انقلاب، حوزه سرمایههای خود را به انقلاب تقدیم کرد و آنها توانستند معجزهای را در تاریخ ایجاد نمایند؛ امروز نیز طلاب باید خود را نسبت به حاکمیت اسلامی مسوول بدانند و اسلام را تنها در نمازخواندن و برخی عبادات خلاصه نکنند.
به نقل از خبرآنلاین
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: "اگر دنبال شخصی دلسوز برای انقلاب اسلامی هستید کسی دلسوزتر از آقای خامنهای پیدا نمیکنید " و حتی امام راحل تاکید کردند " تا آقای خامنهای هست دلواپسی نداشته باشید ".
به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد، آیتالله ابوالقاسم خزعلی در مراسم تشییع پیکر پاک سردار شهید برونسی و چند تن از دیگر شهدای گمنام هشت سال دفاع مقدس که صبح امروز در اجتماع عظیم عزاداران فاطمی برگزار شد، اظهار داشت: مرحوم سردار شهید عبدالحسین برونسی علاقه و ارادت خاصی نسبت به حضرت فاطمه الزهرا (س) داشتند و این مطلب در کتاب خاکهای نرم کوشک به عینه دیده میشود.
عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه شهید برونسی به سرداری سپاه اسلام افتخار میکرد، خاطرنشان کرد: امروز روز سوگواری شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س) و روز تشییع سردار رشید سپاه اسلام شهید برونسی. امروز روز تلاقی حبیب و محبوب است.
آیتالله خزعلی با تاکید بر این مطلب که اطاعت از حکم ولیفقیه بر تمام مردم و مراجع محترم تقلید نیز واجب است، یادآور شد: اگر کسی 20 میلیون که نه اگر 40 میلیون نیز رای بیاورد اما ولیفقیه آن را تنفیذ نکند آن 40 میلیون رای برای آن شخص اعتباری به همراه ندارد.
عضو مجلس خبرگان رهبری اذعان داشت: در عصر حاضر رئیس و امام جامعه اسلامی شخصیتی است که امام راحل (ره) در مورد شخصیت ایشان میفرمایند "اگر دنبال شخصی دلسوز برای انقلاب اسلامی هستید کسی دلسوزتر از آقای خامنهای پیدا نمیکنید " و حتی نیز امام راحل تاکید کردند " تا آقای خامنهای هست دلواپسی نداشته باشید "
آیتالله خزعلی همچنین در ادامه سخنان خود خطاب به دولت گفت: بسیار خوب است که دولت بعضی از افراد را که قصد نفوذ در بدنه دولت را دارند، شناسایی کرده و جلوی آنان را بگیرد.
به نقل از خبرآنلاین
خبرگزاری فارس گزارش داد: حجت الاسلام و المسلمین کاظم صدقی خطیب نماز جمعه تهران در خطبه اول نماز جمعه که آغاز آن با شعار "مرگ بر ضد ولایت فقیه " نمازگزاران تهرانی همراه بود، از تقوا بهعنوان منشاء همه خوبیها یاد کرد و گفت که انسان با تقوا نه عمر خود را ضایع میکند و نه عمر دیگران را.
امام جمعه موقت تهران که خطبه اول نمازجمعه هفتههای قبل را به موضوع "اسرار نماز " اختصاص میداد، در خطبه اول نمازجمعه این هفته، با توجه به فرار رسیدن سالروز شهادت حضرت زهرا(س)، به بررسی سیره و زندگی حضرت صدیقه طاهره و ذکر کرامات آن حضرت پرداخت.
صدیقی در این زمینه با اشاره به روایات ائمه اطهار درباره شخصیت و ویژگیهای حضرت زهرا(س)، دفاع از ولایت و تنها نگذاشتن ولی تحت هیچ شرایط را از ویژگیهای برجسته حضرت زهرا (س) برشمرد و با بیان اینکه حضرت فاطمه قبل از تولد و در شکم مادر سخن گفته است، خاطرنشان کرد: حضرت زهرا (س) به مادرش میگفت "مادر نگران نباش، خدا با پدرم است. میخواهی از رهبر زمان حمایت کنی و از اینکه مردم به او جفا کردهاند، زانوی غم بغل گرفتی و فکر میکنی او تنها است اما نگران نباش چراکه این پرچم به دست هر کس برسد، از او حمایت میشود و خدا همراه پرچمدار هدایت مردم است؛ این کشتیبان تنها نیست و در این امواج خروشان و سهمگین در پناه خداست و شکست ندارد ".
وی افزود: حضرت زهرا (س) از همان ابتدای تولد دفاع از ولی و خط رهبری را تا قیامت در کلمات زیبای خود تابلو کردند و به جهان نشان دادند که پیامآور محبت خدا هستند و برای اتمام حجت با دیگران آمدهاند.
خطیب جمعه این هفته تهران خطبه فدکیه را یکی از جلوههای قدرتنمایی حضرت زهرا(س) ذکر کرد و گفت که حضرت زهرا در آن خطبه به مسئله رهبری پرداختند و تأکید کردند که کسی که در برابر ولایت بایستد، در برابر خدا ایستاده است.
صدیقی با طرح این پرسش که مردم آن زمان انتقام چه چیزی را از امام علی(ع) گرفتند که او را کنار گذاشتند و چه چیزی باعث میشود که زیر بار ولایت نروند، ولایت را بندگی خدا دانست و تصریح کرد: نشان دادن قدرت در برابر دشمن جهاد اصغر است اما کسی که بخواهد اهل بهشت شود، باید در برابر ولی زانو بزند و نشان دهد که در برابر ولی "من " نیست.
امام جمعه موقت تهران رمز بندگی خدا را تسلیم بودن در برابر ولی خواند و تأکید کرد که کسی که فرمان پرچمدار خدا را اطاعت نکند، نمازش قبول نیست.
خبرگزاری مهر هم از نمازجمعه تهران گزارش داد: امام جمعه موقت تهران در تشریح انقلاب مردم در کشورهای منطقه افزود: پیام مردم در کشورهای عربی امتداد پیام روحالله در ایران است.
حجتالاسلام و المسلمین کاظم صدیقی خطیب جمعه تهران با اشاره به جایگاه ولایت در نظام اسلامی افزود: ولایت فقیه فراتر از قانون اساسی است چرا که رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان یکی از مراجع عالیقدر در جهان اسلام شناخته میشوند که مقلدین بسیار زیادی دارند و همه مراجع از ایشان حمایت می کنند بنابراین همگان باید زیر پرچم ولایت فقیه حرکت کنند.
وی با بیان اینکه تضعیف ولایت فقیه تضعیف مردم و دولت است، افزود: مردم این ولایت را به آسانی به دست نیاوردند چرا که شاهد بودیم در 15 خرداد مردم ورامین کفن پوش از امام خمینی(ره) دفاع کردند و خونهای زیادی را تقدیم انقلاب و اسلام کردند.
وی تاکید کرد: از این رو دولت و رئیس جمهور نیز توجه ویژهای به جایگاه ولایت فقیه دارند.
به نقل از خبرآنلاین
به گزارش خبرآنلاین آیت الله محمد تقی مصباح یزدی که اول اردیبهشت ماه گفته بود«برخی افراد منافقانه میگویند ما تابع ولایت هستیم ولی طور دیگری عمل میکنند» و پیش از این یادآور شده بود که «مخالفت با ولایت فقیه، در حد شرک است» و روز سه شنبه هفته گذشته تاکید کرده بود «متاسفانه بسیاری از اشخاص با ولایت فقیه مانند یک شعار سیاسی معامله میکنند» شامگاه پنجشنبه داشتن مقامات عالیه علمی را دلیل بر برتری و صحت افراد ندانست و تاکید کرد: کسانی در انقلاب که مقامات عالیه علمی هم داشتند به انقلاب و اسلام ضربه زدند.
بنا بر خبری که خبرگزاری رسا از سخنان رییس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی منتشر کرده، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی در نخستین گردهمایی فراگیر قرارگاه عمار که در سالن همایش های این نهاد علمی و آموزشی برگزار شد، با اشاره به فتنه های مختلف از ابتدای انقلاب اسلامی، ابراز داشت: در فتنه های اخیر کسانی مؤثر بودند که سوابق مبارزاتی، انقلابی، زندان و شکنجه داشته و بعد از انقلاب نیز در مسؤولیت هایی حضور داشتند، زحماتی کشیدند و تقریبا برای بسیاری از اینها ما به به و چه چه می کردیم.
عضو مجلس خبرگان رهبری با تبیین تفاوت و گردش 180 درجه ای این افراد، فرازهایی از بیانات امام علی(ع) در کتاب شریف نهج البلاغه را متذکر شد و ابراز داشت: مولای متقیان با شیواترین بیان و دقیق ترین واژه ها سرّ این مطلب را بیان می کند.
این استاد سطح عالی حوزه علمیه قم ادامه داد: حضرت علی(ع) آغاز پیدایش فتنه های دینی را تمایلات و هواهای نفسانی و قرائت های جدید از دین با پوششی از حق می دانند و این بهترین درس برای ما است که هم حوادث روز را بتوانیم به درستی تحلیل کنیم و خود را برای آینده آماده نماییم تا کمتر دچار فتنه شویم.
آیت الله مصباح یزدی فتنه را آمیزه ای از حق و باطل دانست و بیان داشت: فتنه گران یک مقدار از حق و یک مقدار از باطل را می گیرند و با هم ممزوج می کنند، چراکه اگر تنها حق باشد، آنها به هدف شان نمی رسند و اگر هم باطل صرف باشد کسی از آنها تبعیت نمی کند.
این استاد حوزه علمیه قم ابراز کرد: نمی توانیم تصور کنیم که هرآنچه فتنه گران و فتنه جویان می گویند باطل است، چراکه اگر این گونه بود کسی دنبالشان نمی رفت و از سویی دیگر نباید تصور کرد که هیچ عنصر باطلی در طالبان حق یافت نمی شود؛ چرا که فقط معصومان و کسانی که صد در صد در مکتب معصومین تربیت شده اند شبیه آنها خواهند بود و البته اینها بسیار کم هستند.
وی تصریح کرد: ما باید باهر کس که می خواهیم همکاری کنیم توجه داشته باشیم که صبغه غالب او حق باشد، نه اینکه انتظار داشته باشیم هیچ اشتباهی نکند، باید مجموعه عوامل شخصیتی او را بررسی کنیم و ببینیم عناصر غالب در او حق بوده یا باطل؟ اهدافی که دارد چه اندازه با اهداف ما همخوانی دارد.
حمایت از افراد را مطلق نکنیم
استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: اگر دیدیم غالب اهداف، شیطانی و باطل است باید او را کنار گذاشت، اما اگر کسی 98 درصد عناصر در او عناصر سالم باشد و البته چند عنصر باطل نیز داشته باشد و بخواهیم او را به خاطر این مساله کنار بگذاریم، چه کسی می ماند و با چه کسی می خواهیم زندگی کنیم.
وی افزود: در مرحله بعد باید حمایت از این شخصیت و فرد را مطلق نکنیم چراکه ممکن است همان عناصر محدود باطل ظهور کند و باید بگوییم تا مادامی که در صراط مستقیم و پیرو اسلام ناب محمدی است، کار او درست است.
رییس مؤسسه امام خمینی(ره) تصریح کرد: یک وقت برای یک منصب امر دائر می شود که چند نفر کاندیدا هستند و هیچ کدام شان هم معصوم نیستند و نقاط ضعفی دارند، در اینجا باید حساب کنیم اصلح نسبی کدام است و کدامیک به محک و میزان حق نزدیک تر هستند.
آیت الله مصباح یزدی در ادامه ابراز داشت: معنای آن این نیست که چک سفید بدهیم، بلکه معنایش این است که آن فرد اصلح نسبی از دیگران بهتر است، نه اینکه هیچ اشکال و اشتباهی در او وجود ندارد.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در ادامه اعتصام به حبل الله را عامل نجات انسان از فتنه ها دانست و خاطر نشان کرد: عاملی که طرفدراران حق را جمع می کند حبل الله است.
وی گفت: البته کسانی هم که می خواهند فتنه کنند، برای جمع شدن و پیوند خوردن باید عامل و محوری داشته باشند که اینها پیوندشان دین نیست و وحدت شان بر مبنای غیر حق شکل می گیرد.
آیت الله مصباح یزدی افزود: حرف و سخن امام راحل از روز اول اسلام و تا آخرین لحظه نیز اسلام بود و ایشان تاکید می کردند همه بیایند تا اسلام پیروز شود، اما عده ای شعار دیگری را مطرح کردند و با شعارهایی از جمله ملی گرایی، قوم گرایی و امثال آن می خواهند که همه چیز فدای ایران شود.
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به پیچیدگی ابعاد فتنه ها، گفت: متاسفانه بسیاری از مردم پاک، روی همان پاکی و صفای باطن، فریب فتنه ها را می خورند، من اشخاصی را که بیش از پنجاه سال است آنها را می شناسم و فکر نمی کردم فریب فتنه ها را بخورند، اما به هر حال فریب خوردند که این مساله به دلیل غفلت از نکات ظریف و لایه های مختلف است که به دام می افتند.
اسلام را از دین شناسان بگیریم نه از جن گیر و مرتاض
آیت الله مصباح یزدی با تبیین راهکارهای مقابله با این گونه فتنه ها، ابراز داشت: خودسازی، کنترل هوی و هوس و کسب شناخت صحیح و عمیق از دین از جمله عواملی است که به انسان کمک می کند در دام فتنه ها گرفتار نشود.
وی گفت: برای شناخت دین و حقایق آن باید سراغ کسی رفت که فهم عمیق تری از دین داشته باشد و باید به اهل آن مراجعه کرد.
آیت الله مصباح یزدی با تاکید بر اینکه برای شناخت دین باید به دین شناسان مراجعه کرد نه جن گیران و مرتاضان، ادامه داد: کدام عاقل این را می پذیرد که انسان برای شناخت دین، اهل آن را رها کند و برود سراغ جن گیر، مرتاض و امثال آن.
عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: برای اینکه به این دام نیفتیم باید دین را از دین شناسان صالح و مورد اعتماد بشناسیم، بدانیم هر کس که علم بسیار دارد حتما مطابق علمش عمل نمی کند.
آیت الله مصباح یزدی ابراز داشت: حتی در انقلاب اسلامی کسانی که دارای مقامات عالیه علمی بزرگ بودند، به علم شان عمل نکردند و به اسلام و نظام خیانت کردند، این مساله در قرآن کریم و آموزه های دینی نیز آمده است.
وی گفت: باید شناخت مان را نسبت به اسلام و دین تقویت کنیم و در جایی که نمی فهمیم به اسلام شناسان اصیل مراجعه و به دنبال کسانی برویم که از نظر تقوا در اوج و قله هستند.
آیت الله مصباح یزدی گفت: اما در مسائل اجتماعی باید شرایط اجتماعی را هم درک کرد و بنابراین برای رهبری که می خواهیم از او پیروی و اطاعت کنیم باید سه شرط آشنایی کامل با دین بیشتر از دیگران، تقوای کامل و معرفت صحیح نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی را مدنظر داشته باشیم.
در زندگی مقام معظم رهبری یک نقطه سیاه هم وجود ندارد
وی در ادامه با تجلیل از هدایت های مقام معظم رهبری و شخصیت ایشان، تاکید کرد: در زندگی ایشان یک نقطه سیاه هم وجود ندارد، شناخت شان از دین را بالاترین دین شناسان تایید می کنند، از لحاظ تقوا نیز در حد اعلی هستند به گونه ای که یک لغزش هم از ایشان ندیده ایم.
آیت الله مصباح یزدی ابراز داشت: مقام معظم رهبری در درک مسائل اجتماعی نیز گوی سبقت را از همه ربوده اند، آنجا که همه بریده اند، ایشان کارساز بوده اند، چنین فردی چقدر می ارزد؟
وی در پایان برای سلامتی و دوام توفیقات مقام معظم رهبری دعا کرد و افزود: خداوند تبارک و تعالی ایشان را حفظ کند، بر دوام توفیقاتشان بیفزاید، دشمنان ایشان را ذلیل کند و به ما توفیق شکرگزاری از این نعمت بزرگ را عطا کند.
به نقل از خبرآنلاین
به گزارش خبرآنلاین، حجت الاسلام مجتبی ذوالنور، شامگاه دوشنبه در سلسله نشست های «سیاست روحانی» در مدرسه علمیه صدوقی قم ضمن مقایسه دولت محمود احمدی نژاد با دولت سید محمد خاتمی با بیان اینکه اگر دولت آقای احمدی نژاد را با دولت های گذشته مانند دولت آقای خاتمی مقایسه کنید باید مثالی بیان کنم افزود: برای مثال اگر فرض بگیریم هدف انقلاب این است که از تهران به مشهد برود و ماشین انقلاب باید این مسیر را طی کند؛ آقای احمدی نژاد تا به حال در این ماشین انقلاب، خوب حرکت کرده؛ قبول داریم جاده خاکی و انحرافی رفته، ایست پلیس را توجه نکرده، سرعت غیر مجاز و توقف غیر مجاز داشته، چراغ قرمز را رد کرده، ویراژ داده و ...، قبول داریم که این انحرافات و اتفاقات اتفاق افتاده، ولی با همه این ها در اصول کلی در مسیر انقلاب، نزدیک ترین فرد بوده است؛ اگر به سمت خود مشهد حرکت نمی کرده، به دو رو بر مشهد رفته است؛ اما اگر دولت آقای خاتمی و یا هر کدام از این دو گزینه کاندیداها [در انتخابات ریاست جمهوری دهم]، فرمان ماشین انقلاب را به دست می گرفتند، ماشین انقلاب را به سمت شهر دیگری می بردند. اصلا جهت جای دیگری بود؛ ما باید مقایسه درست داشته باشیم و ببینیم با چه چیزی احمدی نژاد را می سنجیم.
به آقای احمدی نژاد ایراد هایی اساسی داریم
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گفت: به آقای احمدی نژاد ایراد داریم که ایراد هایی اساسی هم هست و جزئی نیست اما باید در این زمینه مشی و رفتار خود را با رهبر معظم انقلاب بسنجیم.
وی افزود: البته مقام معظم رهبری همواره از همه دولت ها حمایت کرده اند، اما در سخنرانی های اخیرشان آقا فرمودند فرد برای ما ملاک نیست، اعمال فرد، کردار فرد، رفتار فرد و عملکرد فرد، برای ما ملاک است؛ حضرت امام(ره) هم از بنی صدر حمایت می کرد.
مقام معظم رهبری حمایت عام خود را از رئیس جمهور بردارد، او می شود طاغوت
ذوالنور گفت: اگر مقام معظم رهبری حمایت عام خود را از رئیس جمهور بردارد، او حق تصرف در امور را ندارد و می شود طاغوت؛ چرا که خود امام خمینی(ره) این را فرموده است؛ اگر حضرت امام این را فرموده اند که امضای ولی فقیه در تنفیذ یک دولتی شرط است، قطعا در استمرار آن و در جزء کارها هم همین طور است.
ولایت مداری و تبعیت از حرف رهبری این نیست که هر جا رهبری خواسته من را تأیید کنند من مطیع باشم
وی افزود: اگر مقام معظم رهبری، نسبت به کارهای دولت نظری داشتند و کسی آن را تمکین نکند این جا در حقیقت در جایگاه طاغوت است، این جا با ولایت مداری معنی پیدا نمی کند. لذا ما ایراد جدی داریم؛ ولایت مداری و تبعیت از حرف رهبری این نیست که هر جا رهبری حرف و خواسته من، و چیزی را که من اعتقاد دارم آن را تأیید کنند و من هم کارم را انجام دهم، و هرجا جور دیگری شد، عمل من چیز دیگری باشد. اگر این گونه باشد که باید گفت اطاعت از خود است نه اطاعت از رهبری؛ اطاعت از رهبری این است که اگر ولی حاکم نظری دارند که 180 درجه با نظر بنده مخالف است نه با اخم و قهر، بلکه با خشنودی و رضای دل و رغبت، حرف خود را زیرپا له کنم و حرف رهبری را عمل کنم؛ معنی ولایت مداری این است.
در چند روز گذشته چه قدر پیش آقای احمدی نژاد رفتند و...
به گزارش خبرآنلاین، وی تصریح کرد: قهر و اخم و ناز و شروط و این ها، با ولایت مداری خیلی فاصله دارد؛ نه رییس جمهور خداست، نه پیامبر و امام معصوم و نه ولی فقیه است، تا در مسیر و نزدیک به مسیر حرکت می کند به همان تناسب حمایت می شود و اگر کج رفت، مسیر جدا می شود.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: در این چند روز گذشته چه قدر پیش آقای احمدی نژاد رفتند و هیچ کس نگفت شما کار درستی می کنید، همه ایشان را مذمت کردند، بنابراین، انقلاب، نظام و رهبری با کس عهد اخوت ندارد، ملاک و شاخص ولایت است.
وی گفت: ممکن است کسی تا آخر راه را درست برود و کسی هم وسط راه، مسیر خود را کج کرده و از راه اصلی خارج شود؛ بنابراین ما حال فعلی افراد را می بینیم. اگر کسی تا دیروز خوب عمل می کرد، دستش درد نکند، اما اگر کسی که هنوز گازی به ماشین خود نداده و مسیرش را مشخص نکرده که نباید به او اطمینان کرد؛ لذا ما باید مصالح کل را ببینیم و به تناسب وضعیت تصمیم بگیریم و عمل کنیم.
ذوالنور خاطرنشان کرد: البته ممکن است حالا برخی بیایند و حرف بزنند و بگویند ما از سال ها پیش نمی گفتیم که احمدی نژاد این جور است و آن جور؟؛ خوب قبول، اما شما که گفتید چه کردید؟ آیا پشت سر رهبری حرکت کردید؟ آیا آمدید و گفتید احمدی نژاد را می کوبیم برای دفاع از رهبری؟ و آیا آمدید با کسانی که پرچم مرگ بر اصل ولایت فقیه را در دست داشتند و این شعار را می دادند، از آن ها حمایت کردید؟؛ شما که هزار درجه جلوتر و بیشتر در مخالفت با ولایت فقیه از او حرکت کردید.
وی افزود: شما چه مسیری را انتخاب کردید که امروز می آیید و می گویید مگر ما از اول نمی گفتیم احمدی نژاد انحرافی است؟؛ شما از همان اول گفتید احمدی نژاد فلان است، ولی خودتان صد برابر آن طرف تر حرکت کردید؛ برای چه کسی این حرف ها را می زنید و گذشته «ما گفتیم» خودتان را به رخ می کشند؟؛ شما که رفتید از موسوی و کروبی و سران فتنه حمایت کردید.
تردیدی نداریم که محبت آقای احمدی نژاد به مشایی غیرعادی، افراطی و انحرافی است
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به این سؤال که منظور شما از سخن چند روز پیش تان مبنی بر این که رئیس جمهور اصلی در شرایط فعلی آقای مشایی است، چه بود، گفت: ما تردیدی نداریم که محبت آقای احمدی نژاد به مشایی یک محبت غیرعادی، افراطی و انحرافی است.
عالم و آدم در مقابل مشایی موضع گرفتند اما احمدی نژاد حمایت کرد
وی افزود: عالم و آدم در مقابل مشایی موضع گرفتند اما احمدی نژاد حمایت کرد، در حالی که به نظر من هزینه و سود باید تناسب داشته باشد.
به گزارش خبرآنلاین، ذوالنور گفت: مشایی که حجت الهی نیست که اگر از او عبور کردیم از دین خدا کنار برویم.
وی افزود: مشایی کسی است که از اولی که بحثش مطرح شده است چیزی جز خسارت و زیان برای نظام و انقلاب نداشته است. مراجع ما مسئله دار شدند؛ دوست داران نظام و انقلاب دلخون شدند؛ شخصیت های ما هزینه شدند اما مشایی سر جایش ماند؛ دشمن شاد و بهانه ای برای تخریب دولت شد.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: باید پرسید که چقدر باید برای یک نفر هزینه داد؟ چه اتفاقی افتاده است؟؛ آقای احمدی نژاد می فرمایند مشایی قله ای است عظیم که قابل درک نیست، و بسیاری نمی توانند آن را درک کنند؛ باید پرسید مگر مشایی از دماغ فیل افتاده؟ از کجا آمده؟ چی از این مشایی دیده ای؟ جز ارتباط با جن گیرها و فال بین ها و طالع بین ها و آیینه بین ها و مرتاضها و ... و بعد هم بیاید یک پیشگویی هایی بلغور کند؛ آقای احمدی نژاد هم فکر کند ایشان یک حجت الهی است، ایشان نماینده امام زمان(عج) بر روی زمین است، ایشان رابطه خدای متعال با زمین و واسطه فیض الهی است؛ این تلقی ها، تلقی های انحرافی است.
آیا تردید داریم که در اداره کشور، نظر مشایی ملاک مدیریت کشور می شود؟
وی تأکید کرد: اگر احمدی نژاد در موضوع مشایی یک علاقه افراطی به او دارند، آیا تردید داریم که در اداره کشور، نظر مشایی ملاک مدیریت کشور می شود؟؛ این اتفاق امروز اتفاق افتاده و در جابه جایی ها، عزل و نصب ها و... این را می بینیم.
ذوالنور گفت: البته این حرف من که در حال حاضر رئیس جمهور اصلی مشایی است، حرفی بود که در جلسه خصوصی زدم ولی رسانه ای اش کردند؛ ولی واقعیتی است که نمی شود آن را انکار کرد.
اگر آقای احمدی نژاد محبت مشایی را از دلش خارج کند...
وی ابراز داشت: اگر آقای احمدی نژاد محبت مشایی را از دلش خارج کند، یقین بدانید فضای عملکردی احمدی نژاد متفاوت از گذشته خواهد شد ولی متأسفانه این اتفاقات هست.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، با تشبیه مشایی به مهاجرانی در دولت سید محمد خاتمی هم گفت: وقتی تحصن طلاب قم در مسجد اعظم قم علیه مهاجرانی وزیر ارشاد دولت آقای خاتمی بود، آقای خاتمی در صحبت تلفنی با آیت الله مشگینی، گفت مشکل این ها مهاجرانی نیست، چرا که مهاجرانی مجری سیاست های فرهنگی من است، مشکل من هستم و من استعفا می دهم؛ امروز هم آقای مشایی نقش آقای مهاجرانی در دولت آقای خاتمی را برای آقای احمدی نژاد دارد.
مقام معظم رهبری در فرمایشات اخیرشان ضمن حمایت از دولت، دو کد دادند که نباید فراموش شود
وی در پاسخ به این سؤال که چقدر اخبار ضد و نقیض هفته های گذشته پیرامون وزیر اطلاعات و عملکردهای آقای احمدی نژاد صحت دارد، گفت: با همه این احوالات و اخبار ضد و نقیض می بینیم که فضای جامعه به مسیر اصلی خودش بازگشته و ما امیدواریم که این مسائل دیگر تکرار نشود، چرا که این اتفاقات جامعه را مضطرب می کند.
ذوالنور افزود: آقا هم در فرمایشات اخیرشان ضمن حمایت از دولت، دو کد، دادند که نباید فراموش شود؛ اول این که گفتند ما از اشخاص حمایت نمی کنیم از عملکردها حمایت می کنیم و دیگر این که کارهایی که دشمن را شاد و دوستنان را ناراحت می کند، باید از آن ها دوری کرد.
شرط و شروط آقای احمدی نژاد برای بازگشت به محل کار صحت دارد؟
وی در پاسخ به سؤال یکی از طلاب مبنی بر این که چقدر شرط و شروط هایی که گفته می شود آقای احمدی نژاد برای بازگشت به محل کار گذاشتند، صحت دارد؟، اظهار داشت: آقای احمدی نژاد خودش گفت من حلال نمی کنم آن حزب اللهی هایی که گفتند من شرط و شروط گذاشتم؛ وقتی خودشان این طور گفتند، پس چرا ما اصرار کنیم که باز هم چنین چیزی را مطرح کنیم.
جانشین نماینده ولی فقه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به سؤال طلبه دیگری مبنی بر این که چقدر ارتباط تیم آقای احمدی نژاد با افراد خاصی که گفته می شود توانایی های خاصی دارند، صحت دارد؟، گفت: فردی مانند یعقوبی یک فرزند شهید است که مانند برخی از مرتاض ها توانمندی هایی دارد؛ البته بعضی حرف ها، انعکاسش به صلاح جامعه نیست، و از این رو انعکاس این سخن من شرعا اشکال دارد حال شما طلبه ها محرم اسرار سر نظام هستید.
«سخنان حجت الاسلام و المسلمین ذالنور در این قسمت به درخواست خود ایشان که گفت رسانه ای نشود منتشر نمی شود»
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: آقای مصباح یزدی از همان ابتدا گفتند که این ها سر سوزنی به روحانیت، مرجعیت و ولایت و رهبری اعتقادی ندارد.
خدا آقای احمدی نژاد را از دست این ها نجات دهد!
وی با بیان این که امروزه جریان خرافی انحرافی و شیادی به هم گره خورده است، گفت: این که می گوییم خدا آقای احمدی نژاد را از دست این ها نجات دهد، دعایی است که شما طلبه ها هم باید سر نماز خود این را بگویید.
ذوالنور در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر این که چرا شما گفتید که جمعیت سبزها از نمازجمعه ای ها بیشتر است و باز گفتید که جمعیت نمازجمعه ها تکراری است؟ گفت: این ها کذب محض است؛ من یک کلمه از این سخنان را جایی نگفتم؛ چند تا از این سایت های منحرف مانند کلمه و ... و سایت هایی که به جنبش 3 بز معروف اند، این ها را منتشر کردند و من یک کلمه در این باره نگفتم.
اصلاح طلبان تلاش می کنند که قدرت را در اختیار بگیرند
به گزارش خبرآنلاین، وی در پاسخ به این سؤال که به نظر شما آینده انتخابات مجلس شورای اسلامی و سرنوشت اصلاح طلبان به کجا خواهد رسید، گفت: اصلاح طلبان تلاش می کنند که قدرت را در اختیار بگیرند، اما باید قبول کرد که امروز فضای جامعه اقبالی به آن ها ندارد.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان این که اصلاح طلبان شگردهایی را اتخاذ می کنند، گفت: اولین شگرد آن ها این است که یک سری از آدم هایی از آن جنس، که سوخته نیستند را بیاورند و دیگر این که آدم های معروف جریان خود را که تندی و افراطی هم نداشتند، در شهرهایی که کاندیدای جاندار حزب اللهی نداشت، سرمایه گذاری کنند؛ البته برخی از بزگان را نیز ترغیب می کنند که شما بیایید و سرلیست ما شوید. اما در یک کلام می توان گفت که فضای جامعه فضایی انزجاری نسبت به آن هاست
وی در مورد فعالیت انتخاباتی اصولگرایان برای انتخابات مجلس هم گفت: اصولگرایان هم کار می کنند ولی هنوز ائتلاف جدی بین اصولگرایان اتفاق نیفتاده است.
ذوالنور در مورد تحولات اخیر خاورمیانه هم گفت: منشأ تحولات منطقه و بیداری اسلامی، جمهوری اسلامی است که روز به روز پایه های جمهوری اسلامی محکم تر می کند.
وی خاطرنشان کرد: در خصوص موضوع بحرین و مشابه آن کارهای مختلفی انجام دادیم و از جمله آن ها تقویت بعد رسانه ای این تحولات است، چرا که مهمترین مظلومیت جریانات اسلام گرا، سانسور رسانه ای است؛ جمهوری اسلامی با ظرفیت العالم، الکوثر، جام جم و سحر برای انعکاس این تحولات تلاش می کند.
جریان انحرافی در دولت اعتقادی به بیداری اسلامی ندارد
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد: البته دولت در این زمینه ضعیف عمل می کند اما نظام با کلیت این کارها موافق است، چون جریان انحرافی در دولت اعتقادی به بیداری اسلامی ندارد و به جای واژه بیداری اسلامی، واژه بیداری ملت ها را به کار می برد؛ لذا خیلی جریان انحرافی دل به این موضوع نمی دهند اتفاقات می افتد.
وی در پاسخ به این سؤال که نظر شما راجع به مستند ظهور نزدیک است، چیست؟، هم گفت: تا کنون نقدهای زیادی به ویژه در حوزه علمیه نسبت به این فیلم شده است و من وارد نقد این مستند نمی شوم.
ذوالنور در مورد تبیین شخصیتی رهبر انقلاب هم گفت: مقام معظم رهبری شخصیتی جامع هستند که اگر در هر زمینه ای وارد شوند، حرفی برای گفتن دارند.
وی افزود: مقام معظم رهبری اگر وارد گود اجرا شوند، مانند این است که تمام عمر خود را در کارهای اجرایی گذرانده اند؛ اگر وارد امور فکری و برنامه های راهبردی و تفکرات کلان می شوند، شما فکر می کنید که اصلا رشته تخصصی شان همین بوده است.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گفت: در عین آن صلابت و عظمت و جایگاه رفیعی که مقام معظم رهبری دارند، من فکر می کنم، مردمی تر از مقام معظم رهبری، نظام ما به خود ندیده است؛ البته نمی خواهم امام خمینی(ره) را بگویم نه؛ ولی حضرت امام(ره) با وضعیت سنی که داشتند و مراقبت هایی که باید از ایشان می شد، شرایط شان، غیر از مقام معظم رهبری بود.
وی افزود: من سراغ ندارم، هیچ شخصیتی را در این کشور که به جامعیت مقام معظم رهبری در بعد مردم شناسی، شخصیت شناسی، ارتباط با افراد و قدرت تعامل و رابطه بر قرار کردن، سراغ داشته باشیم؛ برای مثال وقتی مقام معظم رهبری به یک جایی مانند نمایشگاه کتابی می رود و فرزند یک شخصیت علمی را می بیند و او خود را به مقام معظم رهبری معرفی می کند، مقام معظم رهبری از خصوصیات و ویژگی های پدرش برای او می گوید و این تا حدی است که ممکن است، اطلاعات مقام معظم رهبری از فرزند آن شخصیت بیشتر باشد.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در تشریح بعد علمی مقام معظم رهبری هم گفت: اگر مقام معظم رهبری، ضعفی در این زمینه داشتند، مارهای خوش خط و خال که تعبیر حضرت امام(ره) در حوزه لانه کرده بودند، فضای حوزه را فضای دیگری می کردند.
به گزارش خبرآنلاین، وی افزود: شهید محلاتی از قول امام راحل می فرمودند، قم شده مرکز ضد انقلاب و هر کسی که از انقلاب می ماند می آید و دفتر دستکی درست می کند.
ذوالنور گفت: کسانی که در درس آیت الله العظمی بروجردی(ره) در کنار مقام معظم رهبری می نشستند بعد علمی مقام معظم رهبری را تشخیص می دادند. برای مثال من در سال های اول رهبری مقام معظم رهبری، از دو لب مبارک مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره) شنیدم که می گفت، کفایه ای که آیت الله خامنه ای از 20سال پیش تدریس می کردند از همان زمان مجتهد مسلم بودند؛ این تعابیر معنی دارد.
وی گفت: شخصیت های مختلف علمی، مقام معظم رهبری را قبول داشتند؛ برای مثال اگر در زمان حضرت امام(ره) نظام دچار مشکلی می شد، کسی که بیشترین نقش را در حل مشکل نظام با علما و مراجع تقلید داشت، مقام معظم رهبری بود؛ نماینده حضرت امام(ره) به حضور مراجع ایشان بود، چون مقام معظم رهبری را به عنوان یک روحانی امروزی و مقید به آداب سنتی حوزه، قبول داشتند.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: امام خمینی(ره) برای هر سفری که مقام معظم رهبری می رفتند، قربانی نذر می کردند در حالی که این کار را برای هیچ کس حتی فرزندان خودشان نمی کردند.
وی ادامه داد: تسلط ایشان در زمان اوایل رهبری به مسائل به گونه ای بود که همگان را مبهوت می کرد.
ذوالنور تصریح کرد: شرایط دوران ایشان بسیار پیچیده تر از دوران امام(ره) بود، ولی شما هیچ ضعفی از دوران رهبری ایشان ندیدید.
وی ابراز داشت: شما می بینید توطئه های رنگارنگی در طول رهبری ایشان، رخ می دهد اما مشکلی پیش نمی آید، چون انقلاب، سکانداری چون مقام معظم رهبری داشت.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: قدرت مدیریت بحران مقام معظم رهبری بی نظیر است به گونه ای که بزرگترین تهدیدها را تبدیل به بهترین فرصت ها برای انقلاب کرد.
وی با بیان این که شخصیت مقام معظم رهبری، شخصیت ویژه ای است، گفت: امروز جهان اسلام شیفته شخصیت مقام معظم رهبری است و نمونه آن این است که خطبه مقام معظم رهبری به زبان عربی در یک روز 7بار در میدان التحریر مصر برای انقلابیون پخش شد و حتی یکی از اخوان المسلمین گفت این خطبه یک شور و حرارت خاصی را به انقلابیون مصری داد.
ذوالنور گفت: اگر وجود مقام معظم رهبری و تدبیر و مدیریت ایشان نبود، تا به حال هزار بار انقلاب را از مسیر اصلی خارج و دولت مردان آن را به مسیر انحراف کشانده بودند و این مقام معظم رهبری بودن د که با سکانداری شان این انقلاب را پیش بردند.
در میان هیاهوهای روزهای سال 89، سعیدحدادیان درمیان گفتوگویی سیاسی و مذهبی، کلامی بیان داشت که تعبیرش به سالی دیگر کشیدهشد. او پای میز مصاحبه روزنامه جوان نشستهبود و سعی داشت از مواضع خود در مقابل همفکرانش که بر او انتقاد داشتند، دفاع کند.
روزنامه جوان او را در برابر پرسشی سخت قرار میدهد:«اگر یک روز شما را به بیت دعوت نکردند چه؟»
سوال هرچند ساده ولی برای مداح مورد توجه دوستداران اهل بیت دشوار بود.
او باید روایتی از آینده نزدیک بیان میداشت. پاسخ هم چنین ارائه شد:«بیت، هیئت ماست. اگر به آن دعوت نشدیم میرویم و پای منبر دیگران مینشینیم و از مراسم بهره میبریم.»
حدادیان خود را از بدنه رزمندگان جنگ تحمیلی میداند و منبر را سکوی پرش نمیداند:« اگر دعوت نکردند راهمان که میدهند برویم و گریه کنیم.»
سعیدحدادیان طی سالهای گذشته به عنوانی یکی از مداحان شناختهشده مجالس مهم کشور شناختهشدهاست.
حدادیان که دوستدارانش حاج سعید می خوانندش روایت دیگری از این ماجرا دارد:« باید دید علت دعوت نکردن چیست؟ اگر علت این باشد که افراد برتر و بهتری پیدا شدند که این سنگر را حفظ کنند چه بهتر، اگر جوانان بتوانند چنین مراسمی را هدایت کنند ما از خدا میخواهیم. در دوران جوانی حاج منصور این مسئله را برایمان حل کرد که اگر پیر شدید و کنار رفتید تازه ارباب میگوید بیایید در آغوش خودم! شاید پیری فرصتی باشد برایمان تا سری به خودمان بزنیم. الان که نمیرسیم شاید مبانی شهرت کنار برود و این فرصتها پیش بیاید. شاید باورتان نشود بهترین جایی که در دهه محرم رفتم، مجلس یکی از دوستانم بود که دو ساعت بعد از مراسم رسیدم، همه رفته بودند فقط خادمین هیئت بودند که شاید اول شش نفر و بعد 30 نفر شدیم، مراسم کوچکی گرفتیم و یاد بچههای جبهه افتادیم، خدا کند اگر روزی دعوتمان نکردند به خاطر این نباشد که از صراط مستقیم خارج و دچار لغزش شده باشیم اگر دلیلش پیری و ناتوانی و نابلدی باشد،اشکالی ندارد. روی منبر نرویم به منبر و مراسم که میتوانیم برویم.»
اگر چه این حرفها مربوط به گفت و گوی چند ماه قبل او با روزنامه جوان است اما شرحی است از واکنش او به خبری که این روزها در محافل نقل می شود.
او اکنون به مراسم بیت رهبری دعوت نشدهاست. روایتها در مورد چنین اتفاقی بسیار است. جریان در دولت که حدادیان مخالفت سرسختانه ای با آن دارد در سایتهای پرشمار خود خبرداده که حدادیان به دستور مشایی و با اعمال نفوذ او «حذف» شدهاست ولی روایت حاج سعید به گونهای دیگر است. یکی از نزدیکان او بیان میداشت:«سعید پس از ماجراهای اخیر خود ترجیح اش بیشتر بر این بوددر جلسات حضور نداشتهباشد تا بهانه سیاسی به دست گروهی ندهد تا منافع خودشان را دنبال کنند. »
حدادیان به دوستانش گفته است که مصلحت دیده است تا مراسم مداحی برای اهل بیت به میدان منازعات سیاسی بدل نشود. هرچند که اکنون موج اخباری تازه در مورد این اتفاق به پا شدهاست ولی او جواب را سال قبل دادهبود:« بیت هیئت ماست. اگر به آن دعوت نشدیم میرویم و پای منبر دیگران مینشینیم و از مراسم بهره میبریم.»
به نقل از خبرآنلاین
آیتالله محمدتقی مصباح یزدی صبح سه شنبه 13/2/1390 در همایش تجلیل از مربیان و اساتید حوزه آموزش سپاه پاسداران که به مناسبت 12 اردیبهشت سالروز شهادت شهید مطهری در محل نمایندگی ولی فقیه در سپاه برگزار شد، با اشاره به ماهیت برخی واژهها و اصطلاحات در ادبیات پیش و پس از انقلاب گفت: برای مثال ما در پیش از انقلاب با دو واژه عرصه سیاسی و عرصه دینی مواجه بودیم که همین کلمات به نوعی القا کننده دین از سیاست بود و برای مثال در جامعه اگر یک روحانی را سیاسی میدانستند، این یک ضد ارزش محسوب میشد.
آیتالله مصباح یزدی ادامه داد: اما به برکت امام و تربیت شدگان مکتب او مانند شهید مطهری این ادبیات بعد از انقلاب تغییر کرد و امروز دیگر آن فرمایش مرحوم مدرس که فرمود سیاست ما عین دیانت ماست، کمابیش در جامعه پذیرفته شده است.
وی ادامه داد: یکی دیگر از این واژهها که در ادبیات ما رایج است، کلمه اصولگرا است که یک مفهوم دینی و یا سیاسی دارد و ما شاهد بودیم این اواخر حتی برخی به همین واژه اصولگرایی هم حمله کردند و به آن انتقاد داشتند و این یعنی اصولگرایی یک شعار سیاسی است چرا که خاصیت شعارها و ادبیات سیاست تحول و تغییر است. اما ما در مفهوم دینی این موارد را نداریم.
آیتالله مصباح یزدی ادامه داد: وقتی دین و سیاست ما یکی شد، گاهی شعارهای دینی و سیاسی نیز با هم قاطی شده و مشکلزا میشوند و برخی فکر میکنند همانطور که میشود شعارهای سیاسی را تغییر داد و یا به آن انتقاد کرد، پس این امر در خصوص شعارهای دینی هم قابل تأمین خواهد بود.
این استاد برجسته حوزه افزود: از ابتدای تشکیل حکومت اسلامی در ایران واژه ولایت فقیه به عنوان یک مهر و آرم این حکومت شناخته شد اما باید ببینیم که آیا ولایت فقیه هم مانند دیگر شعار احزاب و گروهها یک شعار سیاسی است یا یک مفهوم دینی احیا شده.
وی خاطرنشان کرد: ولایت فقیه در اصل دین ما بود و یک شعار سیاسی نیست و مفهومی است که معارف دینی ما آنرا پروراندهاند و از آنجا که نظام ما یک نظام دینی است بنابراین مفهوم ولایت فقیه را محترم میشمارند اما متاسفانه بسیاری از اشخاص با ولایت فقیه مانند یک شعار سیاسی معامله میکنند که گویی توسط مردم خواسته شده و در قانون آمده و میتوان آن را عوض کرد.
این استاد برجسته حوزه افزود: در ولایت فقیه یک مفهوم دینی است و مثلا با یک شعار سیاسی مثل مرگ بر آمریکا تفاوت دارد و اعتبار آن نیز به پذیرفتن مردم نیست بلکه اعتباری است که دین آنرا ایجاب میکند که در این جا منظور مذهب تشیع است.
آیتالله مصباح یزدی با تاکید بر اینکه اطاعت و تبعیت محض باید از خداوند متعال باشد، گفت اما خداوند ما را به تبعیت از برخی افراد دیگر مانند پدر و مادر و یا پیامبر امر کرده که البته اینها در عرض خدا قرار نمیگیرند بلکه این اطاعتها در طول اطاعت خداوند است و اطاعت از آنها از آن جهت واجب است که خدا ما را به آن امر کرده است.
وی با بیان اینکه بعد از پیامبر و ائمه طاهرین اطاعت از ولی فقیه واجب میشود، گفت: این اطاعت از ولی فقیه نیز در طول اطاعت از امام و پیغمبری است که از خدا اطاعت میکنند.
این استاد حوزه با بیان اینکه منبع اعتبار حکم،قانون و تشریع فقط خداوند متعال است، گفت: اطاعت از ولی فقیه نیز به خاطر حکم خداست نه اینکه مردم آن را خواسته باشند که احیانا در زمانی بخواهند آن را عوض کنند.
آیتالله مصباح یزدی افزود: این اطاعت از ولی فقیه تنها به دوران غیبت محدود نمیشود چراکه اصل ولایت فقیه مربوط به زمان امام صادق است که ایشان فرمودند اگر ما به شما دسترسی نداشته باشیم چه بکنیم که امام فرمود از ولی فقیه اطاعت کنید.
وی ادامه داد: این به آن معناست که حتی در زمان امام معصوم نیز اگر مردم به واسطه مکانی که در آن حضور دارند به امام دسترسی ندارند باید از فقیه عادل که حکم او حکم امام است، تبعیت کنند و این ربطی به مسائل سیاسی ندارد که مثلا با رای مردم این امر صورت بگیرد و یا در قانون اساسی بیاید. مگر اطاعت از خدا باید در قانون اساسی باشد؟
این استاد حوزه با تاکید بر اینکه اگر خدای ناکرده روزی ولایت فقیه از قانون حذف شد، باز هم اعتبار خود را از دست نخواهد داد، یادآوری کرد: متاسفانه در دوران گذشته و ریاست جمهوریهای سابق برخی گفتند که ما چون ولایت فقیه در قانون اساسی است، آن را قبول داریم و این یعنی اینکه ما ناچاریم ولی فقیه را قبول داشته باشیم. و متاسفانه برخی مسئولین درجه یک کشور در گذشته این حرفها را میزدند.
آیتالله مصباح یزدی تصریح کرد: البته امروز هم خیلیها در دلشان همین است هر چند میگویند ما ولایت فقیه را قبول داریم اما ته موضوع را که نگاه میکنیم میبینیم چیز دیگری است.
وی ادامه داد: آن ولایت فقیه که ما میگوییم، اعتبار قانون اساسی از آن است، همانطور که حضرت امام فرمودند؛ رئیس جمهور منتخب مردم اگر از طرف ولی فقیه منصوب نشود طاغوت بوده واطاعت از او حرام است.
این استاد حوزه به ذکر یک مثال پرداخت و گفت: مثلا مردم یک محلی قرارداد میکنند و یک نفر را برمیگزینند تا مثلا رئیس آن جمع باشد که البته این عیبی هم ندارد اما این مسئله وجود شرعی ندارد در حکومت اسلامی نیز باید بدانیم که اعتبار حکومت اسلامی با بقیه حکومتها متفاوت است و اینجا بود که امام فرمود حکم دولت اسلامی و اطاعت از آن شرعا واجب است و منظور امام این نبود که این وجود و شرعی بودن به خاطر رای مردم باشد. بلکه مشروعیت آن به واسطه انتسابش از طرف ولی فقیهی است که خود او منسوب امام زمان است.
آیتالله مصباح یزدی با بیان اینکه در کشور ما اطاعت از حکم حکومتی و مقررات مجلس شورای اسلامی مثل واجبات شرعی واجب است، افزود: اگر این فرهنگ ترویج شد بسیاری از اقدامات نیروی انتظامی و یا دادگاهها خود به خود حل میشود اما متاسفانه ما هنوز به این عینیت نرسیدهایم که قوانین حکومت اسلامی را واجب بدانیم.
وی با بیان اینکه شعار ولایت فقیه یک شعار دینی است نه یک شعار سیاسی، ولایت فقیه را عمود خیمه انقلاب دانست وافزود: این انقلاب برای اطاعت از خدا و احیای ارزشهای دینی و احکام خدا برپا شد البته نه اینکه همه کسانی که در این انقلاب نقش داشتند، این طور باشد. اما در همه دنیا سبقه انقلاب ما را اسلامی میدانند.
این استاد حوزه با بیان اینکه اسلامیت این انقلاب در بعد قانونگذاری با شورای نگهبان و در بعد اجرایی با ولی فقیه تعیین میشود، افزود: اگر اینها را یک شعار سیاسی تلقی کنیم، در حقیقت آن را ضعیف کردهایم و زمینهای فراهم میشود که کم کم کسانی تصور کنند که در ایران دو رقیب وجود دارد یکی ولی فقیه و یکی فرد دیگری.
آیتالله مصباح یزدی با تاکید بر اینکه ما باید این فرهنگ را که ولایت فقیه یک شعار دینی است نه سیاسی، در جامعه ترویج کنیم، گفت: ما در گذشته یکی از اقمار دست چندم و نوکر آمریکا در منطقه بودیم اما این استقلال امروز مدیون انقلاب اسلامی است و در وصیتنامه شهدا هم به غیر از اهمیت اسلام و انقلاب چیز دیگری نمیبینیم.
وی با بیان اینکه روح انقلاب به اسلام و قوام اجراییش به ولایت فقیه است، گفت: بنابر این هر قدم برای تقویت ولایت فقیه برداشته شود، یا برای پایبندی مردم به ارزشها تلاش شود این انقلاب را شکوفاتر کرده و بزرگترین خدمت به انقلاب خواهد بود و بزرگترین خیانت نیز عمل کردن در عکس این مسیر است.
این استاد حوزه با بیان اینکه باید امروز بر اساس همین محک خدمت و خیانت را بشناسیم، گفت: خیانت یعنی تغییر در برخی اصول. مثلا اینکه به جای اسلام ایران را مطرح کنیم. اینها مسائل ریشهای است و مطرح کردن این مسائل جریان انقلاب را تضعیف میکند؛ آنهم زمانی که کشورهای منطقه به بیداری اسلامی رسیده و میخواهند از انقلاب ما الگوگیری کنند و حالا ما بیاییم بگوییم انقلاب ما یک انقلاب ایرانی بود.
آیتالله مصباح یزدی با تاکید بر اینکه گوینده این حرف با هر نیت و از هر کجا الهام گرفته باشد، خیانت کرده و ما باید خدمت وخیانت را از هم تشخیص دهیم و اینها ربطی به نیت افراد ندارد و بدانید هر سخنی اگر در جهت تضعیف ارزشها باشد، خیانت است.
وی همچنین مطرح کردن مفاهیمی که برخاسته از اسلام نیست و یا احیانا مخالف اسلام هم باشد، را با هر نیتی از سوی گوینده آن خیانت دانست و گفت: اگر امروز شهید مطهری زنده بود بزرگترین هم و غمش مبارزه با این سهلانگاریها و تساهل و تسامحها در رفتارها و شعارها بود.
این استاد برجسته حوزه همچینن با اشاره به ویژگیهای برجسته شهید مطهری گفت: کسی که بیشترین سهم را برای تقویت باورها و ارزشهای جامعه ایفا کرد، همین علامه شهید مرتضی مطهری بود، افزود: امروز هم با گذشت بیش از 30 سال از شهادت ایشان هنوز ما به نص کتابهای او احتیاج مبرم داریم.
در پایان این مراسم حجتالاسلام و المسلمین علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه با اهدای لوح از مقام علمی و فقهی آیتالله مصباح یزدی تقدیر به عمل آورد.
به گزارش «خبرآنلاین» از قم، حجت الاسلام مجتبی ذالنور، شامگاه دوشنبه در سلسله نشست های سیاست روحانی در مدرسه علمیه صدوقی قم، در سخنانی که با موضوع تبیین شخصیتی مقام معظم رهبری مشخص شده بود، پس از بیان سخنانی در مورد شخصیت رهبر انقلاب، انتقادات صریحی را خطاب به محمود احمدی نژاد و تیم همراه او وارد کرد.
وی افزود: دوستانه خدمت احمدی نژاد عرض می کنم، که ایشان در عبارات شان هم تجدید نظر کنند؛ این که می آیند و می گویند من ثابت می کنم رابطه من و مقام معظم رهبری، رابطه پدر و فرزندی است، معتقدم این سخن ولو این که این طور هم باشد، اشتباه است؛ چرا که در روایات و احکام اسلامی داریم که ممکن است پدر یک فرد، او را امر به شرک کند و به همین دلیل نباید از او تبعیت کرد. ممکن است پدر اشتباه کند و طبق احکام اسلام، باید مخالف او حرکت کرد؛ حال باید پرسید این که آقای احمدی نژاد که می گویند رابطه من با مقام معظم رهبری رابطه پدر و فرزندی است، یعنی چه؟
وی افزود: باید گفت که رابطه با رهبر معظم انقلاب باید رابطه امام و مأموم باشد؛ این رابطه، رابطه مطیع و مطاع، رابطه مقلد و مقلد است؛ این حرف ها یعنی چه که رابطه ام با رهبری رابطه پدر و فرزندی است؟؛ این حرف ها معنی ندارد. این حرف، حرفی انحرافی است.
ذالنور افزود: توقع داریم احمدی نژاد موضع ش را شفاف تر بیان کند؛ رابطه پدر و فرزندی یعنی چه؟؛ مقام معظم رهبری، ولی حاکم است، او نائب امام زمان(عج) است و بدون امر او، نه رئیس جمهور و نه هیچ کس دیگر مشروعیت ندارد.
وی گفت: اگر اذن و رضایت ولی حاکم نباشد، عمل آن فرد حرام است، حتی اگر عمل واجب انجام دهد.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، گفت: معنی ولایت را باید با حب و جان قبول کرد و از این عبارات دو پهلو مانند این که رابطه ام با رهبری رابطه ای پدر و فرزندی است، اجتناب کرد؛ البته من نمی گویم که احمدی نژاد نظر و مقصود خاصی داشته است که این حرف ها را می زند، ولی به هر حال باید عبارات خود را درست کند و بگوید ولی امر، نائب امام زمان(عج) است، که مشروعیت همه ارکان نظام با اوست.
وی در پاسخ به سؤال یکی از طلاب مبنی بر این که در زمان آغاز به کار دولت دهم که آقای احمدی نژاد مشایی را به عنوان معاون اول معرفی کرد و بعد جریانات پس از آن پیش آمد و متعاقب آن برخی احمدی نژاد را خطری انحرافی دانستند، اما شما آن موقع گفتید نه و این کار احمدی نژاد تنها یک کار غلط در کار اوست، آیا هنوز هم سر حرف خود هستید؟، گفت: هنوز هم سر این حرف خود هستم.
ذالنور گفت: با دکتر کواکبیان در دانشگاه شاهد مناظره داشتم و او 8 ایراد از احمدی نژاد گرفت که یکی از آن ها مسئله مشایی بود و باز گفت تمام این موارد در تضاد با رهبری و امام و انقلاب است، که بنده در پاسخ به او گفتم من همه این موارد را قبول دارم اما باید پرسید که احمدی نژاد را با چه کسی مقایسه می کنید؟
وی افزود: یا این که باید گفت این که نمره احمدی نژاد 20 است و شده 18؛ ما نارحت هستیم؛ چرا کسی که شب و روز کار می کند و زحمت می کشد، باید این کارها را بکند، این قابل قبول نیست ما ناراحت هستیم و دعا می کنیم این کارها رفع شود.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داد: حالت دوم این است که احمدی نژاد را با کاندیداهای دیگر چون موسوی و کروبی مقایسه کنید؛ حوادث بعد از انتخابات نشان داد اگر احمدی نژاد 50ضعف دارد، آن ها هزاران ضعف دارند.
وی گفت: حوادث بعد از انتخابات نشان داد که اگر ما بازهم به انتخابات برگردیم، باز هم به احمدی نژاد رأی می دهیم؛ البته یعنی ما دیروز نمی دانستیم که آقای احمدی نژاد این جور می شود، ولی با تمام این احوال که امرو این علم را نسبت به او پیدا کردیم، اگر باز هم برگردیم به انتخابات به احمدی نژاد رأی می دهیم، چون گزینه دیگری وجود ندارد که بخواهیم آن کار را کنیم؛ مگر غیر از این است؟؛ شما می خواهید به کروبی و موسوی رأی دهید که بهتر شود؟؛ تجربه نشان داده است که غیر از این است؛ بنابراین هیچ خلاف تکلیفی اتفاق افتاده و درست هم بوده که شما به احمدی نژاد رأی دادید. چرا که آن ها صریحا مقابل انقلاب و ولایت فقیه ایستادند.
ذوالنور تصریح کرد: احمدی نژاد بعد از 2سال ممکن است یک لغزشی نشان دهد، اما آن ها از همان ابتدا، موضع مخالفت با ولایت فقیه داشتند.
به نقل از خبرآنلاین
آیت الله مصباح یزدی در دیدار دانشجویان تهرانی گفت: حضرت امام (ره) بارها تاکید کرده بودند که نگرانی من برای انقلاب از سوی کشورهای خارجی نیست، بلکه از کسانی است که در داخل به باورها و ارزشهای انقلاب لطمه میزنند.
آیت الله مصباح یزدی در دیدار با دانشجویان تهرانی که در سالروز شهادت استاد مطهری و در موسسه امام خمینی قم برگزار شد، اظهار داشت: تحولات عالم انسانی از بدو تاریخ توسط شخصیت های خاص و تاثیرگذار ایجاد شده است.
رئیس موسسه امام خمینی (ره) گفت: در عصر ما صرفنظر از تمایلات شخصی، گروهی و ملی و به تصدیق همه عقلا، بزرگترین تحول جامعه اسلامی، پیروزی انقلاب اسلامی بوده است.
وی اضافه کرد: بدون شک تاثیرگذارترین شخصیت این انقلاب حضرت امام خمینی هستند، اما در سایه رهبری ایشان شخصیت های دیگری به وجود آمدند که نقش های مهمی ایفا کردند.
مصباح یزدی تصریح کرد: از آنجا که هر حرکت انسانی مرهون آگاهی و انتخاب صحیح است، مهمترین عامل تحول عاملی است که در آگاهی بخشی به مردم تاثیر بگذارد.
رئیس موسسه امام خمینی (ره) با اشاره به اینکه عوامل مختلفی در انقلاب اسلامی تاثیرگذار بوده است، تاکید کرد: ویژگی خاص این انقلاب محوریت باورهای حقیقی و الهی است که در سایر انقلاب های جهان مشاهده نمی شود. وی تصریح کرد: همه انقلاب ها، حداکثر آثار مثبتی که باقی گذاشته اند در عرصه پیشرفت های مادی و رفاه زندگی دنیوی بوده است، اما انقلاب اسلامی ایران دارای آثاری بسیار فراتر از زندگی دنیوی است.
مصباح یزدی تاکید کرد: نتایج مادی انقلاب ما با آثار اخروی آن قابل مقایسه نیست.
رئیس موسسه امام خمینی (ره) با اشاره به نقش استاد مطهری در انقلاب اسلامی گفت: تمام مردم ایران در پیروزی انقلاب موثر بوده اند، اما اگر بخواهیم ارزشمندترین تاثیر را بیابیم باید ببینیم کدام افراد به هدف متعالی انقلاب خدمت بیشتری کرده اند.
وی ادامه داد: قطعا ارتقای فکری مردم و وسعت بخشیدن به افق زندگی آنها با ارزش های مادی قابل مقایسه نیست که شهید مطهری بیشترین نقش را در این زمینه ایفا کردند.
مصباح یزدی افزود: دشمنان نظام به خوبی فهمیده اند که مهمترین نقش پیروزی انقلاب، روشن کردن مبانی فکری و اعتقادی و ترویج فرهنگ اسلام و انقلاب بوده است؛ به همین خاطر آیت الله مطهری را هدف ترور خود قرار دادند.
رئیس موسسه امام خمینی (ره) در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه بزرگترین خطر متوجه انقلاب خطری است که به باورهای فرهنگی انقلاب لطمه بزند، گفت: همان طور که امام خمینی (ره) بارها تاکید کردند، حضور افرادی که در داخل نظام به باورهای انقلاب لطمه می زنند، نگرانکنندهتر از کشورهای خارجی است.
وی اضافه کرد: اختلافات بین مسئولان نباید موجب شود مبارزه با دست های نامحرمی که از درون کشور فرهنگی اصیل اسلامی را هدف گرفته اند، به حاشیه رود.
مصباح یزدی خطر این جریان را از خطر صدام جدی تر دانست و تاکید کرد: اگر کسانی آگاهانه یا ناآگاهانه با رفتار غلط خود زمینه تشکیک در باورهای اسلامی را فراهم آورند، باعث کمرنگ شدن ایمان جوانان خواهند شد.
به نقل از خبرآنلاین
رئیس موسسه امام خمینی (ره) گفت: اگر در کشور حکومت کفر حاکم بود دیگر ارزشی نداشت که بخواهیم جانمان را فدای آن کنیم زیرا ایران بدون اسلام اهمیتی برای فداکردن جان ندارد.
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی در دیدار تعدادی از فرزندان شاهد استان خوزستان با بیان اینکه ایران بدون اسلام اهمیتی برای فدا کردن جان ندارد، تصریح کرد: اگر در این کشور حکومت کفر حاکم بود، دیگر ارزشی نداشت که بخواهیم جانمان را فدای آن کنیم.
وی با تاکید بر اینکه ما در کشوری زندگی میکنیم که قوانین الهی در آن اجرا میشود، اظهار داشت: این کشور از آن جهت برای ما ارزش دارد که قوانین الهی و آموزههای اسلامی در آن حاکم است.
عضو خبرگان رهبری اظهار داشت: برقراری و حفظ اسلام اگر به خون نیاز داشته باشد باید آن را اهداء کرد امروز حفظ نظام اسلامی ادامه دهنده راه شهداست.
وی با تاکید بر اینکه با حفظ نظام، روح شهدا و سیدالشهدا (ع) از ما راضی میشود، گفت: امروز بهترین کار برای ادامه دادن راه شهدا حفظ دین و تقویت مبانی اسلامی در جامعه است و این چیزی بود که شهدا جان خود را برای آن فدا کردند.
رئیس موسسه امام خمینی (ره) با تاکید بر اینکه نباید حفظ اسلام را به مرزهای جغرافیایی محدود کنیم، خاطرنشان ساخت: امروز باید برای حفظ نظام تلاش کنیم و آن را محدود به مرزهای جغرافیایی نکنیم، حال چه در ایران باشد یا در دیگر کشورها مثل بحرین و لبنان.
وی با اشاره به جریان سکولاری که غزه و لبنان را مربوط به ایران نمیدانست، افزود: غزه و لبنان ارزشی ندارد، بلکه اسلام غزه و لبنان برای ما مهم است؛ بنابراین هر جا اسلام بود و مبانی آن در خطر باشد، باید جان را فدا کرد.
مصباح یزدی همچنین با اشاره به مرزهای جغرافیایی میان مسلمانان، بیان داشت: متاسفانه امروز فرهنگ غالب در دنیا و حتی کشورهای اسلامی، حفظ مرزهای جغرافیایی است که همین عامل باعث ایجاد اختلاف میان مسلمانان شده است.
مصباحیزدی در ادامه با اشاره به برخی خطرها که جوانان جامعه را تهدید میکند، گفت: امروز جریانهایی چون ناسیونالیسم، مسیحیت، عرفانهای کاذب، شیطانپرستی و... جوانان آنها را تهدید میکند؛ از این رو لازم است که مبانی دینی در بین آنان تقویت شود.
رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) خاطرنشان ساخت: باید به گونهای برنامهریزی نمود که جوانان اسلام را به خوبی بشناسند و از عقاید خود دفاع کنند.
به نقل از خبرآنلاین
عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه ثبات، استقرار و امنیت کشور مرهون ولایت فقیه است، گفت: اگر ولایت فقیه نبود اثری از جمهوری اسلامی باقی نمیماند.
حجت الاسلام والمسلمین محسن کازرونی نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه کرج در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس به نقش و جایگاه بیبدیل مقام معظم رهبری در طول انقلاب اسلامی اشاره کرد و اظهار داشت: ولایت فقیه همانند قلبی است که برای جسم در نظر گرفته شده است.
وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی طی سی سال گذشته بحرانهای بسیاری را پشت سر گذاشته است، یادآور شد: اگر جایگاه، سخن و تأثیر سخن ولایت فقیه در حوادث سخت، تلخ و کمرشکن سی سال گذشته وجود نداشت، اثری از نظام ایران اسلامی باقی نمیماند.
عضو مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر اینکه ولی فقیه همواره مردم را به سوی یکپارچه بودن حرکت داده و دعوت میکند، گفت: بهدلیل عشق و علاقهای که مردم به امام(ره) در زمان حیات ایشان و مقام معظم رهبری داشتهاند هر جا احساس کردند که در بیانات ولیفقیه خواستهای وجود دارد، از جان و دل مایه گذاشته و آن خواسته را محقق کردهاند.
وی بر همین اساس به مثالهای بسیاری که در این زمینه وجود دارد، اشاره و تصریح کرد: اگر سخنان و دستورات مقام معظم رهبری در طول 8 سال دفاع مقدس وجود نداشت معلوم نبود 8 سال جنگ چگونه بر ما رقم میخورد؛ از این رو آنچه خیمه انقلاب را نگه داشته جایگاه امام(ره) و ولایت فقیه بوده است.
حجت الاسلام والمسلمین کازرونی با تأکید بر اینکه باید جایگاه ولایت فقیه را به هر قیمتی که شده حفظ کرد، اظهارداشت: برای بقای کشور، نظام، عزت و استقلال کشور به ولایت فقیه نیاز است.
وی به جایگاه ولایت فقیه بر اساس قانون اساسی و ادله اشاره و اضافه کرد: ثبات، استقرار و امنیت کشور مرهون ولایت فقیه است؛ رهبری همانند شیرازه اصلی کتاب است که اگر این شیرازه از کتاب جدا شود، ورق پارههایی بیشتر باقی نمیماند که خاصیت کتاب را ندارند.
امام جمعه کرج تصریحکرد: نقش ولایت فقیه علاوه بر اینکه در قانون و فقه وجود دارد، مردم نیز به آن پایبند بوده و به لحاظ تجربی هم ثابت شده که همین نقش را دارد.
وی با تأکید بر اینکه رئیسجمهور مدتزمان خاصی روی کار میآید و سپس عوض میشود، اظهار داشت: قلب تپندهای که میتواند همه تکثرها را به یک هدف و یک مسیر حرکت دهد ولی فقیه است.
حجت الاسلام والمسلمین کازرونی افزود: مردم در همه زمانها نشان دادهاند که حاضر هستند خون، جان، مال و حیثت خود را در راه ولایت فدا کند و در این مسیر کوچکترین کاستی را از خود نشان نمیدهند چرا که این انقلاب را خود مردم به رهبری امام(ره) به وجود آورده و به رهبری مقام معظم رهبری ادامه دادند و هر زمان که احساس نیاز باشد، ورود پیدا میکنند.
وی در عین حال به سخنان اخیر رهبری اشاره کرد که مواضع را کاملاً شفاف و روشن بیان فرمودند و افزود: دشمن همواره در صدد بوده که القائاتی مثل دوگانه بودن حاکمیت را داشته باشد اما امروز که چنین بحثی مطرح نیست، وجود اختلاف را در بین مسئولان دنبال میکند.
عضو مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر اینکه از دشمن این توقع وجود ندارد که خیلی ساده از کنار چنین موضوعات بگذرد، یادآور شد: آنچه مهم است هوشیاری ملت و مسئولان است.
وی با بیان اینکه دشمن خوابهایی را که برای کشور ما دیده به گور خواهد برد، تصریح کرد: دشمن تحلیلهای مادی داشته و بر اساس مادیات عمل میکند که ایمان و اعتقاد نیز در تحلیلهای آنها نیست از این رو نتیجه مطلوب را نمیدهد.
حجت الاسلام والمسلمین کازرونی با بیان اینکه در ولایتپذیری مسئولان هیچ شکی وجود ندارد، گفت: ممکن است اختلاف سلیقههایی وجود داشته باشد اما هم از نظر قانون و هم از نظر نگاه تجربی و فقهی رهبر فصلالخطاب است.
به نقل از خبرآنلاین
او اظهار داشت حاج منصور ارضی شاگرد این مکتب فاطمی است که در دوران ما خصوصا از دوران جنگ تا کنون بر اساس اقدام فاطمی بوده است بطوریکه در رسوا کردن فتنه سیاسی و دینی و همچنین دفاع از مقام معظم رهبری آنهم به موقع، بهنگام و به اندازه عمل کرده است. الله کرم بصیرت حاج منصور را ناشی از آیه «ان تتقوالله یجعل لکم فرقانا» انفال - 29 (اگر تقوا پیشه کنید خدا برای شما شناخت حق از باطل را می دهد) و اخلاص در عزاداری فاطمی و حسینی داشت و اقدامات فاطمی وی را به شرح زیر مطرح کرد:
1- حاج منصور در زیارت عاشورای مجلس سوم با انتقاد از عملکرد نمایندگان آن دوره، جریان موسوم به خط امام را بیمار نامید. این در حالی بود که آن جریان می خواست رئیس جمهور جانباز انقلاب را استیضاح و بر کنار کنند. حاج منصور در همین ایام در مخالفت با قائم مقام رهبری در مسجد امام اظهار داشت افراد را بالاتر از آنچه هست قرار ندهید زیرا وقتی زمین بخورد شدید تر آسیب می بیند.
2- حاج منصور نفاق جدید را به مردم معرفی کرد و گروه بهزاد نبوی را بی اعتقاد به حضرت امام نامید. این در حالی بود که نفاق و فتنه سیاسی آن دوران، امام خمینی(ره) را به بیش از 300 اشتباه و عبور از قانون اساسی متهم کرده بود. البته بهزاد نبوی پس از آن اعلام کرد خط امام به مفهوم یک جریان سیاسی است که فقط در 60 درصد مواضع با امام خمینی اشتراک نظر دارد.
3- حاج منصور پس از جنگ علیه دنیا گرایی، اصراف و تبذیر، غارت بیت المال و همچنین فاصله طبقاتی ناشی از سیاست های اقتصادی دولت موسوم به سازندگی پرداخت و هاشمی رفسنجانی را مظهر اسلام آمریکایی خواند و این در حالی بود که اطرافیان هاشمی با رضایت ایشان به شدت دنبال مادام العمر کردن ریاست جمهوری هاشمی بودند.
4- حاج منصور، خاتمی را شیفته و فریفته غرب معرفی کرد و به همگان اعلام کرد گول عمامه و رنگ آن را نخورید. حاجی در این دوران گام چهارم حزب الله را با عنوان نوسازی معنوی دنبال کرد.. این در حالی بود که دوران خاتمی یاد آور تهاجم روشنفکری دوران مشروطه به اسلام، روحانیت و ... بود. چنانچه فراتر از این در پی واتیکانیزه کردن ولایت فقیه در قم بودند. در این راستا حاج منصور در فتنه 88 بطور جدی به میدان مقابله با فتنه سیاسی رفت.
5- حاج منصور در انتخابات جمهوری نهم برای جلوگیری از بازگشت فتنه اقتصادی دوران هاشمی از احمدی نژاد حمایت کرد که شعار های انقلاب اسلامی یعنی گفتمان امام و عدالتخواهی، استکبار ستیزی و دولت اسلامی را ارائه می داد. در این راستا حاج منصور از هرگونه حمایتی از جمله همراهی با هیئت دولت با هدف تاثیرات معنوی دریغ نکرد.
6- حاج منصور گرچه از احمدی نژاد درانتخابات ریاست جمهوری دهم نیز حمایت کرد ولی بمحض این که دولت در فتنه سیاسی پس از انتخابات خود را پشت رهبری پنهان کرد به شدت انتقاد کرد. حاج منصور در فتنه 88 مستقیما به صحنه آمد تاتوهین گران به عاشورای حسینی را به جای خود بنشاند.
7- حاج منصور انتقادات خود را در راستای سالم سازی دولت ادامه داد و مواضع مخالف خود را نسبت به دیدگاه دولت پیرامون حضور زنان در ورزشگاه ها، عدم اجرای طرح عفاف و حجاب و تجدید نظر دولت در نوع پوشش زنان را مطرح کرد.
8- حاج منصور وقتی با شبکه ای از افراد منحرف یا نفوذی در داخل دولت روبرو شد به میکروب زدایی از دولت روی آورد و عملکرد این شبکه منحرف و نفوذی را فتنه دینی نامید. حاج منصور رهبر شبکه منحرف و نفوذی را مطابق احادیث و روایات یهودی صفت نامید زیرا شاهد توهین به پیامبران اولوالعزم، طرح حلیت موسیقی، طرح دوستی با مردم اسرائیل، ارائه مکتب ایرانی به جای مکتب اسلام، جایگزینی منشور کوروش به جای منشور امیرالمومنین علی(ع)، جعل حدیث بسته بودن دست شیطان در نوروز، جایگزینی انسان به جای خدا و ... بود.حاج منصور بر مبنای «قل اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی - آیه 46 سبا» به مقابله با شبکه منحرف و نفوذی دولت پرداخت و به افشای فتنه دینی اقدام کرد و آنرا خطرناکتر از فتنه سیاسی نامید.
9- امروز شکایت رییس شبکه منحرف و نفوذی دولت با سوء استفاده از جایگاه حقیقی ریاست جمهوری از حاج منصور ارضی به قوه قضائیه ارائه شده است. گرچه ما فرد پرست نیستیم؛ ولی باید از ارزشهای خود دفاع کنیم. آنهم از فردی که با بصیرت و اقدامی فاطمی برای فتنه زدایی و تولید بصیرت عمومی وارد صحنه شده است و تمام توانایی خود را در این راستا مصروف کرده است و خالصانه ایستادگی می نماید. به هر حال اگر در دفاع از این گونه افراد ارزشی کوتاهی کنیم همان به سرمان می آید که در 16 سال دوران دولتهای چهارم تا هشتم آمد لذا از دوستان ارزشی انتظار می رود به طور قلمی یا ... به مقابله با ارزش زدایی بپردازند.
کریم بودن ملتی در اینه که در حال انتقام و خونخواهی حسین (ع) باشند. "اکرم مقامک و اکرمنی ان یرزقنی" این کرامت توست. اما اگر بی خیال باشی این مشکل میشه. این گرفتاری برات پیش میاد. این کرامته این انقلابه که در حال خونخواهی شهدای خودشه. حتی اگر ادامه این شهدا در بحرین باشه، در مصر باشه، در لیبی باشه. موضوع اینه که در رکاب و تحت فرمان امام باشیم. "طلب ثارک مع امام" حالا چه منصور و چه محمود. این خیلی مهمه اون امامی که از طرف خدا یاری شده باشه و منصور باشه. اما اگر بی خیال باشی و بگی ما جزء اون دسته هستیم که فقط گریه میکنیم به اندازه همون ملک بهتون روزی میدن. همون ملکی که از روز اول شهادت ابی عبدالله زنده است و با چهار هزار ملک دیگه و در کنار قبر ابی عبدالله دارن گریه میکنن. اون هم منصوره دیگه. ولی اونو نمیگه. اکرام در اینه که تو همیشه در حال جوشش باشی و طلب خون حسین رو داشته باشی. حالا این طلب خون چجوریه؟ یعنی باید با همه بجنگیم؟ نه، نگفتند که با همه بجنگیم،
باید با اون کسی که با دستگاه ابی عبدالله بازی میکنه بجنگیم.
لذا در ادامه عالیة المضامین که عرض میکنی: "وَقَلْبى عَطُوفاً عَلى اَوْلِيآئِكَ" و دلم را مهربان كنى نسبت به دوستانت، با زن و بچه ام که دوست خدا هستند، با رفیقم که دوست خداست و شرایط دوستی خدا رو داشته باشه. همین بسه. با هر کسی قاطی نشی، هر کسی که باهات سلام و علیک میکنه، به خاطر همینه که بعضی ها رو میشه ازشون سوء استفاده کرد. میفرماید: "وَقَلْبى عَطُوفاً عَلى اَوْلِيآئِكَ" بادوستان تو، یعنی با هر کسی نمیشه.
اگر هم دم از خدا میزنه باید انتحانش کنی، تو هیئت میاد باید امتحانش کنی، وزیر میشه، وکیل میشه، رئیس میشه هر چی میخواد بشه باید امتحان بشه، یکسال، دو سال، چهار سال یا هشت سال. ما گرفتار فتنه سیاسی شدیم و به خواست خدا و به کرم حضرت زهرای مرضیه (س) از این فتنه سیاسی رد شدیم. به خاطر کی؟ به خاطر آقامون. بالای سرمون یعنی ولی فقیه بعد از امام زمان (ع).
ولی الآن گرفتار فتنه دینی هستیم. از یکطرف با اعتقادات امام زمانی ما بازی می کنند، از یکطرف با اعتقادات هیئتی ما بازی میکنند یعنی شما دقت کنید الآن حوزه علمیه قم آمار داده که برای هر چند هزار نفر (فکر میکنم هر 20000 نفر) یک روحانی داریم اما هفته سلامت اعلام میکنن برای هر 100 نفر یک دکتر داریم، اینطوری میشه که مردم هجوم میارن برای یک مداح داغونی مثل من (شکسته نفسی حاج آقا) چون هیچ کس نیست.ناصح کمه.
شما نگاه کنید خادم مسجد به محض اینکه نماز تموم میشه انگار میخوان با تیر بزننش سریع در مسجد رو میبنده. قبلا اصلا اینجوری نبودها از طرفی هجوم جوونهای ما به طرف لا ابالی گری و چیزهای دیگه. زیاد نمیتونم توضیح بدم فقط بگم الآن گرفتار فتنه دینی هستیم چون مشورتی کردم و باید به همین اندازه بگم و این فتنه خیلی هم خطرناک تره.
به رئیس جمهور، رئیس مجلس و همه طائفه ها میگم با دوست خدا باید مهربون باشیم. مگه میشه؟ قرآن می فرماید: یوادون من حادالله" دوست داشته باشی کسی رو که دشمن خداست.
یارو منشور کوروش رو عین بچه بغل کرده، گریه میکنه که دارن تو رو از من جدا میکنند. همه دوربینها هم داره نشونش میده که میخواهند این منشور رو دوباره ببرند لندن.
منشور امیرالمومنین (ع) که نامه به مالک اشتره رو در سازمان ملل ثبت جهانی کردند و این شروع کرده که منشور کوروش بالاتره. خب باید یه چیزهایی رو بکوبه دیگه. ایرانی مسلک شده، یعنی چی؟
خارجی ها به کسی که این افکار رو داشته باشه میگن ناسیونالیسته، درست شد،
این همون عبارت عربیة در قرآنه که خداوند در جواب می فرماید: ان اکرمکم عندالله اتقیکم ، فکر نکنید خدا منظورش صرفا کلمه عربیة بوده، بلکه هر قومی چه ایرانی و عربی و قومهای دیگری ارجحیتی نسبت به هم ندارند و همه چیز حول محور اسلام میگرده و الباقی افکار از بین رفتنیه.
خوب این آقا رو دیدید دیشب توی مصاحبه اش میگه اینها سیاهکاریه، سیاهبازیه، آیا این واقعا سیاه کاریه؟
حیف، افتادی و اسیر شدی دست دشمن.
خدا نکنه آدم گرفتار دشمن خانگی بشه. اینجا داری میگی وَقَلْبى عَطُوفاً عَلى اَوْلِيآئِكَ چون اگر برای دوستان خدا دلت به رحم نیاد به جای اینکه پول برای کمک به جهیزیه بدی خرج زنهای فاسد میکنی، تازه اگر خیلی خوب باشی خرج دوا و دکتر میکنی. وقتی که دلت نسوزه برای هیئت، مسجد حتی همین مسلمونهای بحرین که دارن قتل عامشون میکنن،
برگرد تا دامن زهرا (س) باز است، تا دامن ابی عبدالله (ع) باز است.
بریم به سمت مردم، مردم خیلی با صفا هستند و با همه سختی ها هم کنار میان، عمران هم کردی خدا خیرت بده، هرکی قصد خیر داره خدا خیرش بده، اما ما نگران دینتون هستیم، همونطور که نگران دین خودمون هستیم، مگه نمیگن آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند. حرف بر اینه که ما نگران دین شما هستیم.
تو مال ما بودی و بردنت، حالا اگر اون نامردها این حرفها رو توی سایتشون اشتباه نزنن. به قول یه مادری گریه میکرد و میگفت این بچه مال من بود بردنش و آلوده اش کردند.
ما با کسی دشمنی نداریم، آمریکا بیاد ایستادیم و گردنش رو هم میزنیم، آلان حزب الله روی دینش داره میره جلو، توی این فتنه دینی نیفتی عزیز
و گرنه فکر کردی کجا میری؟ خاتمی و کروبی و هاشمی (لعنت الله علیهم) کجا رفتند، دیگر ایادیشون و اون مغز متفکرشون موسوی خوئینی ها که خدا لعنتش کنه کجا هستند و این موسوی خوئینی ها از همه اینها بدتره که وقتی اسنادش رو آوردند اول انقلاب اولین کسی بود که رفت داخل لانه جاسوسی و همه اسناد مربوط به خودش رو از بین برد.
ما دارین روضمون رو میخونیم، سینه مون رو هم میزنیم و حرفی هم باشه به مردم میگیم و در کنارش کار خیر هم انجام میدیم. اما راستی راستی نمی خواهی دیگه برگردی. والا من که پای حرفم با اون یارو وایستادم و روایتش رو هم خوندم، برای کسانی که مهمون هستم میگم پیامبر (ص) فرمود می خواهید یهودیان امت من رو بشناسید؟ (بحارالانوار جلد 44) اونها کسانی هستند که به ظاهر نماز خون و دیندارند و به زبون ما ظاهرالصلوة هستند ولی قصد تغییر در دین خدا و تبدیل اون رو دارند. برای کی ما این حرفها رو زدیم. ما با یک نفر میجنگیم که همین فرده و چندتا از مشاورینشون.
یارو گفته:(بهزاد نبوی)میشه فرمان ولی فقیه (مقام معظم رهبری) رو رئیس جمهور اجرا نکنه. آخه مگه میشه؟ حالا تو بگو. خود من با همین موسوی لعنت الله علیه، سال 1360 (اون موقع که خودم هم در نخست وزیری بعضی کارها رو انجام میدادم) در ساختمان نخست وزیری دعوام شد و همونجا گفتم که این فرد آدم خیلی خطرناکیه چون اندیشه و تفکرش کمونیستیه.
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
خيلى خوش آمديد برادران و خواهران عزيز از استان فارس. حقيقتاً امروز با اين جمع مؤمن، صميمى، خونگرم و با اين شعارهاى پرمغز و پرمعنا و حضور روشن و صميمىِ خودتان در اينجا، ياد رشادتهاى بزرگ مردم استان فارس و مردم شيراز را - كه كم هم نيست در طول تاريخ معاصر و در گذشتههاى نزديك تاريخى- زنده كرديد.
حقاً و انصافاً استان فارس و شهر شيراز يكى از قلههاى برجستهى كشور ما و ملت ماست؛ قلهى برجستهى نيروهاى انسانىِ ممتاز، در علم، در ادب، در پيشرفتهاى گوناگون امور حيات اجتماعى، در مبارزات، در جهاد، در تدين. به تاريخ اخير قبل از پيروزى انقلاب هم كه نگاه كنيم، نام شيراز در حساسترين و حياتىترين قضاياى اجتماعى ما برجسته است. فرض كنيد در قضيهى تاريخى تحريم تنباكو، كه سرآغاز يك مبارزهى مردمى و آگاهانه بر عليه تسلط غرب بود، نام ميرزاى شيرازى مطرح است؛ كه اگر همان حركت ميرزاى شيرازى (رضوان اللَّه عليه) ادامه پيدا ميكرد و سياستمداران و نخبگان كشور همان خط را دنبال ميكردند، سرنوشت ايران غير از آن چيزى ميشد كه اتفاق افتاد؛ ولى خب، استعمارگرها از غفلتها و از طمعها استفاده كردند، آمدند وسط، خط را قطع كردند. يا در قضيهى جنگهاى مردم عراق با استعمار انگليس و دخالت انگليسها، باز آنجا هم اسم شيراز مطرح است. رهبر اين حركت عظيم، مرحوم ميرزا محمد تقى شيرازى - معروف به ميرزاى دوم شيرازى - اين مرد بزرگ و عالم و مرجع تقليد بود. در خود فارس، علماى بزرگ، شخصيتهاى برجسته و انسانهاى والا بودند؛ چه در مبارزات دوران مشروطه، چه بعد از آن در دوران مبارزات انقلاب اسلامى، و چه در پيروزى انقلاب، و چه بعد از آن تا امروز. اين، حالا باب مجاهدت است. البته «الجهاد باب من ابواب الجنّة فتحه اللَّه لخاصّة اوليائه».(1) باب جهاد، باب كماهميتى هم نيست؛ درِ بهشت است، به روى همه هم باز نميشود؛ به روى اولياء باز ميشود. اين نشان ميدهد كه مردم مجاهد ما از اولياى خداوند هستند كه اين باب روى آنها باز شده است.
اگر در زمينهى علم وارد شويم، همين جور است. در حركت علمىِ ممتاز بعد از دوران انقلاب - بخصوص در سالهاى اخير - شيراز يكى از پيشروان است. در مسائل سياسى، در مسائل اجتماعى- در اين حوادث دشوار و لُغَزگونه - مردم شيراز جزو آگاهترينها و بابصيرتترينها به حساب مىآيند. گاهى حوادث سياسى آنچنان پيچيده ميشود كه شبيه لُغَز ميشود؛ باز كردنش كار هر كس نيست؛ اما مىبينيم كه مردم ما هوشيارند، بيدارند؛ و از جمله، مردم عزيز استان فارس جزو جلوترها و پيشروها هستند.
يك نقطهى برجسته در مسئلهى شيراز و استان فارس - بخصوص شيراز - اين است كه در دوران رژيم طاغوت چند نقطه را انتخاب كردند براى اينكه اينجا را مركز انحراف از اخلاقيات و معنويات دين قرار بدهند؛ يكىاش شيراز بود. خواستند استفاده كنند از روحيهى ادب و هنرى كه در اين استان موج ميزند. خب، استان فارس و شيراز مركز ادب است ديگر؛ استان هنر و شعر و انواع و اقسام فنون هنرى است، كه نشاندهندهى روحيهى مردم آنجا هم هست؛ مردمى هنرشناس، هنرپرور، اهل ذوق و اهل دل. رژيم طاغوت خواست از اين خصوصيت مردم استفاده كند، آنجا را مركز گسترش فساد قرار دهد. همان روز هم مردم زدند تو دهن رژيم. بعد هم شما مقايسه كنيد توجهات مردم به حرم حضرت احمدبنموسى و اخوانشان (عليهم السّلام) را با گذشته، ببينيد چقدر توجه، ارادت و علاقهى مردم به اين بزرگواران بيشتر است. يعنى مردم درست همان خطى را كه نقطهى مقابل سياست رژيم طاغوت بود، دنبال كردند، باز هم دارند ميكنند؛ بعد از اين هم همين جور خواهد بود. اينكه ما به مردم استان فارس و مردم شيراز اظهار اخلاص ميكنيم، دليلش اينهاست.
خب، حالا هم چهارده هزار و ششصد شهيد، كه پنج هزار نفرشان فقط از خود شهر شيرازند؛ اين خيلى رقم بزرگى است. وقتى ميگوئيم يك شهيد، معنايش اين است كه دهها نفر وارد اين ميدان شدند، مجاهدت كردند، جان را كف دستشان گذاشتند، يكى به فيض شهادت نائل شده، بقيه برگشتند. با اين حساب، محاسبه كنيد چهارده هزار و ششصد شهيد يعنى چه؟ يعنى استان، يكپارچه شور و حركت و عشق به فداكارى، از خود نشان داده است.
خب، ما كه نميخواهيم مداحى مردم شيراز را بكنيم، يا مداحى مردم عزيزمان را بكنيم؛ نه شما احتياج داريد، نه توقع داريد. چرا اين مطالب را بيان ميكنيم؟ اين براى اين است كه علىرغم دشمن، تاريخ ما، حقيقت موجوديت و واقعيت ملت ما براى دوست و دشمن، براى امروز و فردا مشخص و واضح شود؛ چون تبليغات دشمنان، درست نقطهى مقابل اين است. اينكه يك ملتى پاى حرف خود - كه حرف حقى است و براى دنيا و آخرت او اهميت دارد - اينجور بايستد، اين همان چيزى است كه كليد اصلى پيشرفت ملتها محسوب ميشود؛ درست نقطهى مقابل هدف زراندوزان و زورگويان و زورمداران و قدرتمداران عالم است كه بهغصب ميخواهند ملتها را تحت سيطره بكشند و انسانها را اسير و بردهى خودشان كنند. باطلالسحر اين حركتِ دشمنان همين است كه يك ملتى حرف حقى را انتخاب كند، پاى آن حرف بايستد. ايستادگى پاى اين حرف، هم او را به هدف ميرساند، هم براى ديگرانى كه دارند از اطراف تماشا ميكنند، ميشود يك الگو؛ كمااينكه شما ملت ايران الگو شديد. تحليلهاى دنيا هم نسبت به مسائل منطقهى ما همين است؛ ميگويند ايران الگو شد، ملت ايران الگو شد. و ميترسند كه همان اتفاقى كه در اينجا افتاد، آنجا هم بيفتد؛ يعنى برافراشته شدن پرچم اسلام و ايجاد نظامى مبتنى بر اسلام. اين، خاصيت ايستادگى است.
اين است كه انسان هرچه زبان به تمجيد ملت بزرگ ايران باز كند - با اين نشانههائى كه حالا در مورد فارس عرض كرديم - زياد نيست، اغراق نيست، مبالغه نيست. يك درگيرى و جنگى در طول تاريخ برقرار است؛ جنگ بين يك معدودى از طمعورزان و قدرتطلبان و زراندوزان و مستكبرين عالم، و تودهى مردم و ملتها. در تمام تاريخ، اين جنگ وجود داشته است. آن مستكبرين سلاح داشتند، پول داشتند، صداى بلند داشتند؛ و چيزهائى را هم نداشتند: اصلاً رحم نداشتند، اصلاً انصاف نداشتند؛ حاضر بودند فجايع بزرگ و فجيعترين جنايتها را انجام دهند، براى مقاصد خودشان. ملتها فقط جانشان، عزمشان و ايمانشان را داشتند. ملتها هر جا اين ابزارهاى بزرگ را به ميدان آوردند و ايستادگى كردند، طرف مقابل شكست خورده است. ولى خب، هميشه اينجور نبوده كه ملتها بتوانند استقامت كنند، ايستادگى كنند، جان و عزم و همت و ايمان را به طور كامل به ميدان بياورند؛ هر جا آوردند، پيش رفتند.
اين جنگ، امروز هم هست. قدرتهاى مستكبر دنيا - يعنى قدرتهاى غربى، قدرت آمريكا، قدرت صهيونيستها - حد يقف ندارند؛ ميخواهند بر همهى دنيا، بر همهى منابع مالى عالم، بر همهى نيروهاى انسانى تسلط پيدا كنند. خب، تقصير ملتها چيست؟ چرا بايد ملتها تحمل كنند؟ ولى متأسفانه واقعيتها اين شده. از جنس خودشان كسانى را در رأس ملتها ميگمارند تا منافع آنها را تأمين كنند و هرچه ميتوانند، عليه منافع مردم كار كنند و به مردم فشار بياورند. در حدود دويست سال اخير كه مسئلهى استعمار به وجود آمده است، اين به شكلهاى مختلف در دنيا اتفاق افتاده است. ملتها ديگر در اين دوران مشكلشان فقط اين نيست كه با يك ديكتاتور مواجهاند، با يك آدم مستبد مواجهاند؛ مشكلشان اين است كه اين ديكتاتور عقبهاى از قدرتهاى بينالمللى دارد؛ آنها هستند كه دارند منافع اين كشور و اين ملت را پايمال و نابود ميكنند. مشكل دوران استعمار اين است. با اين ديد كه نگاه كنيم، همهى اين مسائل، درست تحليل ميشود. قضاياى امروز هم همين جور است.
امروز به بركت اسلام، به بركت انقلاب اسلامى، به بركت بيدارى عمومى اسلامى، يك حوادثى در منطقه دارد اتفاق مىافتد. مطمئناً اين بيدارى مردم به نتيجه خواهد رسيد؛ همچنان كه تا امروز، تا اين ساعت، در نقاطى به نتيجه رسيده است. عزم مردم، ايمان مردم، آمادگى مردم براى فداكارى، هرچه بيشتر ادامه پيدا كند، احتمال پيروزى آنها بيشتر خواهد شد. اين، آن چيزى است كه استكبار، آمريكا و صهيونيستها نميخواهند اتفاق بيفتد؛ نميخواهند مردم ايستادگى كنند. آمريكا در اين قضايا غافلگير شد، ضربه به او ناگهانى وارد شد؛ صهيونيستها همين جور، دولتهاى مستعمرِ پرمدعاى اروپائى همين جور - اينها غافلگير شدند - اما ميخواهند هر جور ممكن است، بر صحنه مسلط شوند. البته خوشبختانه تا حالا نتوانستهاند؛ در يكى دو كشور كه اصلاً نتوانستند، در يكى دو كشور ديگر هم دارند تلاش ميكنند. مطمئناً اين بيدارى چيزى نيست كه تمام بشود؛ اين حركت مردم به سمت جلو چيزى نيست كه به عقب برگردد. هر كارى بكنند، اين حركت نهايت خوبى دارد به نفع مردم و به زيان قدرتها. البته ملتها بايد بهوش باشند، بدانند كه دشمن كمينكرده است.
يك جاهائى هم حقاً و انصافاً ظلمِ آشكار ميكنند. الان در مسئلهى بحرين، در مسئلهى ليبى، در مسئلهى يمن، همهى كسانى كه ميتوانند در اين قضايا داورى كنند، اگر دقت كنند، اين قدرتهاى غربى را جنايتكار و مقصرِ غيرقابل اغماض خواهند شناخت. اينها دارند به مردم ظلم ميكنند. تحليل اينها كار تحليلگران سياسى است؛ خب، تحليل ميكنند، ميگويند؛ آنچه كه سرجمع همهى اينهاست، اين است كه امروز آمريكا و غرب و اينها دارند به نفع صهيونيستها، به نفع دولت جعلى اسرائيل، به اين مردم فشار مىآورند و ظلم ميكنند؛ كه بيش از همه هم مردم بحرين متأسفانه مورد ظلم قرار گرفتهاند.
چون جمهورى اسلامى موضع حق را انتخاب ميكند، حرفش را صريح ميزند، همهى حملات تبليغاتى را برميگردانند به طرف نظام جمهورى اسلامى. دلشان ميخواست جمهورى اسلامى يك تماشاگر بىتفاوت باشد؛ چنين چيزى ممكن نيست، اين طبيعت جمهورى اسلامى نيست. نه ملت، نه مسئولين، نه دولت، نه نخبگان سياسى، معلوم است كه در اين درگيرى ظالمانهاى كه از سوى مستكبرين با مردم به وجود آمده است، نميتوانند بىتفاوت و تماشاگر بمانند. آن وقت ميگويند ايران دارد دخالت ميكند! چه دخالتى؟! كدام دخالت؟! در بحرين، در ليبى، در يمن، ايران چه دخالتى كرده؟ بله، دخالت همين است كه ما نظرمان را صريح گفتهايم؛ ما از اخم قدرتهاى پوشالى دنيا هرگز نترسيديم، ملاحظه نكرديم و نخواهيم كرد. ما حرف حق و موضع حق را صريح بيان ميكنيم. موضع حق اين است كه مردم بحرين حق دارند؛ معترضند، اعتراضشان هم بجاست. با هر انسان صاحب بينشى در دنيا ميخواهيد اين را در ميان بگذاريد، وضعشان را بگوئيد، نوع حكومت كردن به اين مردم مظلوم را بگوئيد، نوع كارى كه حكامِ آنجا در استفادهى از اين كشور كوچك كردند، تشريح كنيد، تا ببينيد دستگاه حاكم را محكوم ميكنند يا محكوم نميكنند. اشتباه ميكنند با مردم مواجه ميشوند؛ فايدهاى ندارد. خب، ممكن است شما يك فشارى بياوريد، وحشيگرىاى بكنيد، يك چند صباحى يك آتشى را خاموش كنيد؛ ليكن خاموش نخواهد شد، روزبهروز عقدههاى مردم را بيشتر و غيظ آنها را شديدتر خواهيد كرد. يك وقت آنچنان زمام كار از دستتان در خواهد رفت كه ديگر هيچ جورى نشود بخيه زد. اشتباه ميكنند؛ هم آنها اشتباه ميكنند، هم آن كسانى كه از خارج از بحرين نيرو وارد ميكنند، بشدت در اشتباهند؛ خيال ميكنند با اين حرفها ميشود حركت يك ملت را از بين برد. خب، حرف جمهورى اسلامى اينهاست؛ در مورد يمن هم همين جور، در مورد ليبى هم همين جور. در ليبى غربىها دارند با ملت ليبى بازى ميكنند. كشورى در نزديكى اروپا - يك ساعت راه تا قلب اروپا - و سرشار از نفت؛ نميخواهند در آنجا يك حكومت مردمى، آن هم مردمى كه مسلمانند، سر كار بيايد؛ دارند همين طور بازى ميكنند، دست به دست ميكنند، مردم را بازى ميدهند. خب، مردم ميفهمند، مردم ليبى ميفهمند. و همين طور در جاهاى ديگر.
مجرم اصلى در اين حوادث، بلاشك مستكبرين عالم، دستگاه استكبار بينالمللى و شبكهى صهيونيستى بينالمللى است كه الان هم از همين هياهوها و سر و صداها صهيونيستها دارند استفاده ميكنند؛ روى مردم غزه فشار مىآورند، روزانه از آنها شهيد ميگيرند. جا دارد ملتهاى منطقه، دولتهاى منطقه، آنهائى كه دلشان براى حقايق ميتپد، از عملكرد رژيم صهيونيستى غفلت نكنند.
اين، وضعيت نظام جمهورى اسلامى است. لذا شما ملاحظه كنيد؛ تبليغات، تلاش سياسى، تلاش اقتصادى، تلاش امنيتى از سوى آمريكا و اينها متوجه به جمهورى اسلامى است. البته جمهورى اسلامى به توفيق الهى محكم ايستاده است، اما آنها دارند رذالت خودشان را ميكنند؛ آنها كوتاه نيامدهاند. استحكام نظام جمهورى اسلامى موجب شده تيغ آنها كُند شود، بر صخره فرود بيايد. و من ميخواهم بگويم اين حالت صخرهگون را ملت و دولت عزيز ما حفظ كنند. نگذاريد اختلاف به وجود بيايد. نگذاريد شكاف به وجود بيايد. نگذاريد آنچه را كه دشمن در تبليغات و در خباثتهاى سياسى و تفتينهاى سياسى ميخواهد در مورد كشور ما انجام بدهد، انجام دهد.
شما ببينيد در همين پنج شش روز گذشته سر يك قضيهاى كه آنچنان هم از اهميت بالائى برخوردار نبود - سر مسئلهى اطلاعات و امثال اينها - چه جنجالى در دنيا راه انداختند. تحليلها را بردند به اين سمت كه بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شكاف ايجاد شده است، حاكميت دوگانه شده است، رئيس جمهور حرف رهبرى را گوش نكرده است! دستگاههاى تبليغاتىِ خودشان را از اين حرفهاى سست و بىپايه پر كردند. ببينيد چطور منتظر بهانهاند. ببينيد چطور مثل گرگ در كمين نشستهاند كه يك بهانهاى پيدا كنند، هر جور ميتوانند، حمله كنند. ميدانند كه دولت مشغول تلاش و فعاليت و خدمت است. خب، واقعاً در كشور دارد خدمت انجام ميگيرد. هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما كه راجع به شخص قضاوت نميكنيم؛ ما كار را، خط را، جهتگيرى را ملاك و معيار قرار ميدهيم. آنجائى كه كار و خدمت و تلاش هست، حمايت ما هست، حمايت مردم هست. و بحمداللَّه امروز كار دارد انجام ميگيرد. مسئولين دولتى هم حقاً و انصافاً دارند تلاش ميكنند؛ هم اعضاى دولت، هم بخصوص خود رئيس جمهور. اينها شب و روز ندارند؛ من مىبينم، من از نزديك شاهدم. اينها دائم مشغول كارند، مشغول خدمت و تلاشند. خب، اينها براى كشور خيلى باارزش است. بندهى حقير هم طبق اصول بنا ندارم در كارها و تصميمهاى دولت وارد شوم. خب، مسئوليتها در قانون اساسى مشخص است؛ هر كس مسئوليتى دارد؛ مگر آنجائى كه احساس كنم يك مصلحتى دارد تفويت ميشود؛ مثل اينكه در همين قضيهى اخير اينجورى بود؛ انسان احساس ميكند يك مصلحت بزرگى دارد مورد غفلت قرار ميگيرد، تفويت ميشود؛ خب، انسان وارد ميشود كه جلوى اين تفويت مصلحت را بگيرد. اين، مسئلهى مهمى نيست، نظائرش هم اتفاق مىافتد؛ اما مخالفين، دشمنان بيرونى، تريبوندارهاى بينالمللى، بوقهاى تبليغاتى، از همين مسئله استفاده ميكنند براى اينكه فضاى تبليغاتى را شلوغ كنند.
عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى كه در داخل با مسائل تبليغاتى سر و كار دارند، اين است كه سعى كنند به اين آشفتگى كمك نكنند. اين كه تحليل بگذارند، يكى از آن طرف، يكى از اين طرف، اين عليه آن، آن عليه اين، براى هيچ و پوچ، چه لزومى دارد؟ نه، دستگاه بحمداللَّه دستگاه مقتدرى است، مسئولين مشغول كارشان هستند، رهبرى هم كه بندهى حقير هستم با همهى حقارت، خداى متعال كمك كرده، ما در مواضع صحيحِ خودمان محكم ايستادهايم. تا من زنده هستم، تا من مسئوليت دارم، به حول و قوهى الهى نخواهم گذاشت اين حركت عظيم ملت به سوى آرمانها ذرهاى منحرف شود. تا مردم عزيزمان اينجور با شور، با شعور، با بصيرت، با عزم راسخ در ميدان هستند، لطف الهى شامل است؛ اين را بدانيد. تا ما توى ميدان هستيم، سايهى لطف الهى هست. ماها - من يك جور، شما يك جور، آن ديگرى يك جور، چهارمى يك جور - اگر سراغ مسائل شخصى خودمان برويم و اهداف را فراموش كنيم، البته كمك الهى هم كم خواهد شد.
اما امروز ملاحظه ميكنيد كه مردم خوشبختانه در همه جاى كشور در صحنهاند، در عرصهاند؛ مسئولين همين جور، قواى سه گانه بكليتها همين جور. قواى سه گانه - هم قوهى مقننه، هم قوهى مجريه، هم قوهى قضائيه - واقعاً وارد ميدانند؛ من دارم از نزديك مشاهده ميكنم، مىبينم؛ دارند تلاش ميكنند، دارند كار ميكنند، دارند مجاهدت ميكنند، عرقشان در مىآيد. كارها كارهاى سنگينى است؛ كارهاى كوچكى نيست.
حالا ما گفتيم جهاد اقتصادى. يك حركت عظيمى جلوى همت مسئولين كشور هست. هم مردم، هم مسئولين بايد دست به دست هم بدهند، امسال اين حركت جهاد اقتصادى را شروع كنند. همان طور كه گفتيم، شعارهاى سال به معناى شروع اين جريان است، نه اينكه مخصوص امسال است. خب، اينها دارد الحمدللَّه انجام ميگيرد. حالا نقص در كار همهمان هست؛ بنده هم نقص دارم، رؤساى قوا هم خالى از نقص نيستند، مسئولين هم خالى از نقص نيستند. بايد به خداى متعال پناه ببريم، نقصهاى خودمان را بشناسيم، آنها را كم كنيم؛ در كار عظيم اين ملت بزرگ و اين حركت عظيمى كه اين ملت دارند، گره ايجاد نكنيم.
از خداوند متعال ميخواهيم نظر رحمت و نگاه رحيمانه و رحمانانهى خود بر ملت ما را هرگز سلب نفرمايد. انشاءاللَّه قلب مقدس ولىعصر را نسبت به ما مهربان كند و دعاى آن بزرگوار را شامل حال ما كند. از خداوند متعال ميخواهيم شهداى عزيز ما و امام بزرگوار ما را - كه سلسلهجنبان اين حركت بزرگ بود - در عالىترين و والاترين مقامات قرب خود جايگاه بدهد.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامهای خطاب به وزیر اطلاعات فرمودند: «از شما ميخواهم بيش از پيش در انجام مأموريتهای مهم داخلی و خارجی وزارت اطلاعات اهتمام به خرج دهيد.» متن كامل و تصویر نامه، به شرح زیر است:
بسمالله الرحمن الرحیم
حجةالاسلام جناب آقای مصلحی دام توفیقه
وزیر محترم اطلاعات
استحكام و انسجام و روزآمدبودن دستگاه اطلاعاتی كشور یكی از پایههای مهم اقتدار نظام اسلامی است، لذا از شما میخواهم بیش از پیش در انجام مأموریتهای مهم داخلی و خارجی وزارت اطلاعات اهتمام به خرج داده و با سرمایهی عظیمی كه آن وزارتخانه از نیروی انسانی توانمند و انقلابی و متدین و فنآوریهای روز برخوردار است و با حمایت دولت خدمتگزار و همكاری سایر نهادهای اطلاعاتی اجازه ندهید كوچكترین فترت و سستی در انجام وظائف قانونی آن دستگاه مهم پیش آید. برای شما و معاونان و مدیران محترم و همهی فرزندان عزیز انقلابیام در وزارت اطلاعات دعا میكنم. موفق و مؤید باشید.
سیدعلی خامنهای
30/فروردین/1390